آیا «مرکز رسیدگی به امور مساجد» وارد بازی‌های جناحی شده؟

اکنون بیش از دو دهه است که مرکز رسیدگی به امور مساجد، در خدمت به وضعیت مساجد استان تهران کوشا بوده و در راستای برآوردن منویات مقام معظم رهبری برای ایجاد مرکز و مرجعی مقبول و آگاه و نافذالکلمه‌ای در امر مساجد، فعالیت‌های زیادی را سازمان‌دهی کرده است. همانطور که در سامانه اینترنتی مرکز هم اشاره شده، آنچه وجه مشخصه مرکز رسیدگی به امور مساجد میباشد این است که بر اساس یک نیاز واقعی که برای ولی امر مسلمین (دامت برکاته) محرز شده بوده، تأسیس گردیده تا اختیارات رهبر معظم انقلاب در ارتباط با مساجد، به واسطه‌ای امین، مقبول و نافذالکلمه واگذار شود. شکی نیست که ایجاد ارتباط نزدیک تر و صمیمی تر میان امامان و متولیان مساجد با مردم، یکی از اصلی ترین منویات مقام معظم رهبری در تشکیل هسته‌ای مرکزی برای رسیدگی به امور مساجد بود. در شرایط حساس کنونی که شاهد حضور کمرنگتر جوانان در مساجد هستیم، تحقق این مهم و نزدیکی بیشتر میان مردم و روحانیت در سطح محلی اهمیت پیدا می کند.

خوشبختانه تلاش های مرکز رسیدگی به امور مساجد در بسیاری از موارد باعث ساماندهی امور مساجد بوده ولی در مواردی شاهد بوده‌ایم که علاوه بر مسایل علمی و اعتقادی و مدیریتی، شائبه‌های سیاسی هم وارد شده و تصمیمات مرکز بر اساس گرایش‌های خاصی بوده که لزوماً با رویکرد شمول گرا و همدلانه مقام معظم رهبری همسویی نداشته. در این رابطه خبری در رسانه ها منتشر شد که در واقع نقل قولی بود از کانال تلگرام حجت الاسلام شهاب‌الدین حائری شیرازی، فرزند حضرت آیت الله محی‌الدین حائری شیرازی (رحمت الله علیه). ایشان که امام جماعت مسجد باقرالعلوم (ع) در میدان کتاب بوده در یادداشت تلگرامی خود نوشت: «ما انتقاد زده‌ایم… چند روز پیش پدر خانمم، دکتر احمد توکلی گفت کار واجبی با شما دارم. آمدند منزل و گفتند از مرکز رسیدگی به امور مساجد غرب تهران گفته‌اند با توجه به مطالبی که بنده مطرح مینمایم دیگر باید مسجد را تحویل دهم. این است وضع آزادی نقد در مملکت ما!؟ وبه این میزان یک مجتهد میتواند از آزادی نقد واصلاح برخوردار شود…»

لازم به توضیح است که حجت الاسلام شهاب‌الدین حائری شیرازی چند روز پیشتر در یادداشتی با عنوان «بی پرده با امام خمینی و دموکراسی» یک ویدیو کلیپی از حضرت امام (ره) در کانال تلگرام خود قرار داده بود که در آن امام (ره) خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی میگویند که: «شما که ولی مردم نیستید، وکیل مردم‌اید. هرچه اکثریت گفت ولو خلاف مصلحت خودشان بود، باید انجام شود» علاوه بر این، حجت الاسلام حائری شیرازی در یاداشت تلگرامی دیگری با عنوان «حکومت در دو راهی فناء و بقاء» نوشته بود: «آنچه به عنوان شهدای امنیت در اعترضات اخیر مطرح شد کمتر از انگشتان یک دست بود که در صدا و سیما از ایشان تقدیر شایسته گردید. عددی که برای کشته شدگان مطرح است بیش از صد نفر است. اطمینان حاصل است تعدادی از کشته شدگان در چارچوب تعریف محارب قرار نمی‌گیرند.» ایشان در ادامه یادداشتش نوشت که: «بنظر نگارنده اگر حاکمیت در عذرخواهی و تأمین رضایت خانوادهای کشته شدگان بی‌گناه اقدام لازم را نموده و با تخلفات احتمالی مأمورین امنیتی برخورد عبرت‌آموز بنماید، در حقیقت در سنت الهی اقدام برای پایداری و ثبات خویش نموده. اما اگر عذر خواهی را منافی اقتدار خویش بداند، چنانچه از کلام امیر مؤمنان دانسته شد، بقاء و اقتدار خویش را با دست خویش نابود نموده.»

احتمالا مطالب منشتر شده فوق باعث برخورد مرکز رسیدگی امور مساجد غرب تهران با حجت الاسلام حائری شیرازی شده. البته باید منتظر ماند و اظهارنظر مقامات مربوطه را نیز شنید.

همانطور که در ابتدا اشاره شد، علاوه بر هماهنگی های اداری و سازمانی، تلاش اصلی مرکز رسیدگی به امور مساجد باید ایجاد همدلی و همراهی میان امامان جماعت مساجد و مردم محله‌ها و به خصوص جوانان باشد. در این راستا انتصاب و عزل امامان جماعت باید بر اساس روشی اجماعی و با توجه به میزان وثوق و مقبولیت فرد مربوطه صورت گیرد. این روشی بود که به طور سنتی در مساجد ما رواج داشت و انتخاب امام جماعت هر مسجدى توسط مردم و اهل مسجد هر منطقه و محله انجام مى شد. مثلاً در تهران و بسیاری از شهرها سنت بر این روال بود که مساجد توسط خیرین و بازاریان ساخته می شد و سپس یک روحانی که معتمد مردم شهر و منطقه بود، به عنوان امام جماعت مورد تأیید مردم، آغاز به کار می کرد و به مرور زمان، هسته‌ای قدرمتند از تعامل مردم و روحانیت ایجاد می شد.

متاسفانه در سالهای اخیر شاهد بوده‌ایم که رویه سنتی تکوین و تطور مساجد رعایت نشده و انتصاب و عزل امامان مساجد باعث از هم پاشیده شدن هسته اصلی و محلی مساجد شد که این امر تاثیری بسیار مخرب بر رابطه جوانان با روحانیت داشته. انتصاب ائمه جماعت مساجد باید در روندی از پایین به بالا و با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و فرهنگی شهر و محله صورت گیرد و ملاحظات فرهنگی و اجتماعی و فقهی بر ملاحظات سیاسی ارجهیت داشته باشد. نبود این ساز و کار باعث شده در بسیاری از موارد جوانان از مساجد فاصله بگیرند و فقط تعداد انگشت شماری از سالمندان محله از سر عادت و یا برای دیدار یکدیگر و صرفاً اقامه نماز به مسجد بروند و توجهی هم به سخنان روحانی مسجد نکنند.

در یک نظرسنجی در خصوص کاهش ارتباط جوانان با روحانیت، نقل قولی از حجت الاسلام سید هادی خامنه‌ای را در سایت مردم و روحانیت گذاشته بودیم که ۷۰ درصد از رأی دهندگان با فرمایشات ایشان مبنی بر اینکه «… مسجدها خالی شده است…» موافق بودند.  در همین رابطه، سایت مردم و روحانیت با انتشار مقاله‌ای بعنوان «چرا هیئتی‌ها، اکثراً مسجدی نیستند؟»‌ بتفصیل به موضوع عدم حضور مردم در مساجد پرداخته بود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *