مردم یک مجلس خبرگان رهبری شفاف می‌خواهند

دوم اسفند ماه همزمان با برگزاری انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی، انتخابات میان‌دوره‌ای پنجمین مجلس خبرگان رهبری نیز برگزار خواهد شد. انتخابات خبرگان رهبری همچون مجلس شورای اسلامی سراسری نخواهد بود و تنها در استان‌های تهران، قم، مشهد، بجنورد و شیراز که هم‌اکنون کرسی‌های خالی در این مجلس هستند، برگزار خواهد شد. به‌ دنبال فوت آیات اکبر هاشمی‌ رفسنجانی، سیدابوالفضل میرمحمدی و نصرالله شاه‌آبادی نمایندگان مردم تهران، محمد مومن نماینده قم، اسدالله ایمانی نماینده مردم فارس، حبیب‌الله مهمان‌نواز نماینده مردم خراسان شمالی و همچنین‌ سیدمحمود هاشمی شاهرودی نماینده مردم خراسان رضوی، رای‌گیری میان‌دوره‌ای مجلس خبرگان رهبری برای انتخاب ۷ کرسی در ۵ استان در دستور کار قرار گرفت. سؤالی که مطرح است این است که در این مقطع حساس که صحبت از کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی مردم است و نگاه‌های مردم معطوف به عملکرد جامعه روحانیت به خصوص خبرگان مردم است، از مجلس خبرگان رهبری چه انتظاری می‌رود؟

بنابر گفته سیداسماعیل موسوی، سخنگوی ستاد انتخابات کشور در پایان نام‌نویسی ۳۰۳ نفر برای حضور در رقابت انتخاباتی مجلس خبرگان رهبری ثبت‌نام کردند. از این تعداد ۱۴۴ نفر در استان تهران، ۵۷ نفر استان قم، ۳۷ نفر استان فارس، ۲۹ نفر استان خراسان رضوی و ۳۶ نفر در استان خراسان شمالی نام‌نویسی کردند. برگزیدگان مردم برای مجلسی که نظارت بر عملکرد رهبری و انتخاب رهبر جدید از کارویژه‌های آن است باید دارای اشتهار به دیانت و وثوق و شایستگی اخلاقی، اجتهاد در حدی که قدرت استنباط بعضی مسائل فقهی را داشته باشد و بتواند ولی‌فقیه واجد شرایط رهبری را تشخیص دهد، بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسائل روز، معتقد بودن به نظام جمهوری اسلامی ایران و نداشتن سوابق سوء سیاسی و اجتماعی باشند که مرجع تشخیص آن بر عهده شورای نگهبان قانون اساسی است. البته بر اساس تبصره‌ای در قانون انتخابات خبرگان، کسانی که مقام معظم رهبری صریحاً یا ضمناً اجتهاد آنها را تأیید کرده‌ باشد از نظر علمی نیاز به تشخیص فقهای شورای نگهبان را نخواهند داشت.

در این میان نظر مردم تا چه اندازه مهم است؟ شاید جواب این سؤال بدیهی به نظر برسد و خوانندگان محترم بگویند که طبیعتاً رأی مردم مهم است چون این مردم هستند که رأی می‌دهند و نمایندگان خود را انتخاب می‌کنند. درست است، ولی در عین حال باید توجه کرد که مردم گاهی رأی می دهند و گاهی رأی نمی دهند و این موضوع باید مورد توجه کاندیداها باشد. برای نمونه در بین داوطلبان کاندیداتوری مجلس خبرگان، نام دو چهره نام‌آشنای حوزه علمیه به‌چشم می‌خورد. آیت‌الله محمّدتقی مصباح یزدی و آیت‌الله محمّد یزدی. این دو بزرگوار که سابقه حضور در مجلس خبرگان را نیز دارند، در انتخابات سال ۹۴ از حوزه انتخابیه تهران داوطلب کاندیداتوری خبرگان شدند که از راه‌یابی به این مجلس باز ماندند. در این دوره رسانه‌های نزدیک به جریان راست می‌گویند این دو چهره به دلیل اصرار و دعوت مکرر علما و مردم پا پیش گذاشته‌اند. شاید خالی از لطف نباشد که یادی بکنیم از بیانات مقام معظم رهبری که وقتی این دو چهره رأی مردم را نگرفتند،‌ رهبری فرمودند: آقایان یزدی و مصباح از جمله این افراد هستند که حضور آنان در خبرگان باعث افزایش وزانت این مجلس می‌شود و نبود آنها نیز برای مجلس خبرگان خسارت است. بیانات مقام معظم رهبری حاوی نکته مهمی است و آن این است که خبرگان باید به مجلس خبرگان راه یابند و نبودنشان برای مجلس یک خسارت است ولی علیرغم نظر شخصی مقام معظم رهبری در خصوص این دو چهره، ایشان مثل همیشه به رأی مردم احترام گذاشتند چون مردم نخواستند که این دو بزرگوار به مجلس راه یابند و یا تشخیص دادند که کاندیداهای مناسب‌تری در آن مقطع بودند. در هر صورت هرچند عدم احراز صلاحیت برخی از علما و یا عدم کسب رأی مردم می‌تواند خسارتی برای مجلس تلقی شود ولی خسارت بزرگتر آن است که مردم اعتمادشان را نسبت به مجلس خبرگان از دست بدهند. این خسارت،‌ تنها خسارتی برای مجلس نیست بلکه خسارتی جبران ناپذیر برای نظامی است که بر انقلاب مردم و سپس بر رأی آنها بنا شده است.

این روزها ویدیویی کوتاهی از امام خمینی (ره) در رسانه‌ها دست به دست می‌شود که حاوی تذکرات ایشان به خبرگان قانون اساسی است. ایشان گفتند «اکثریت هرچه گفتند آرای‌شان معتبر است ولو به ضرر خودشان باشد» و به خبرگان تذکر دادند که آنها «ولی مردم نیستند» و باید راه ملت را بروند ولو اگر عقیده‌شان این است که مسیر ملت خلاف صلاح‌شان است. اگر ناآرامی‌ها و تنش‌ها و تشنج‌های جامعه را در نظر بگیریم، فارغ از علت و علل‌های آن باید وظیفه هر نهاد و ارگان حاکمیت را در این ببینیم که در مسیر بازگشت اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی گام بردارند تا مقبولیت و مشروعیت نظام را بیمه کنند.  باید تا اندازه‌ای نگران بود که نتیجه تشدید جوّ امنیتی در جامعه فاصله گرفتن نهادهای کلیدی از مردم شده است به گونه‌ای که تصمیمات بیشتر پشت درهای بسته صورت میگیرد و مردم در روند تصمیمگیری‌ها مشارکت داده نمی شوند. شاید توجیه این موضوع منطقی به نظر برسد اما تبعات و عواقب آن چندان گوارا نیست. مردم نمی‌توانند تنها قبل از انتخابات محرم باشند و بعد از هر انتخابی نامحرم تلقی شوند. این موضوع در مورد روند جلسات و تصمیم‌گیری‌های مجلس خبرگان رهبری که خبرگان مردم و نظام هستند نیز صدق می کند. جذب اعتماد مردم مستلزم شفافیت بیشتر خبرگان رهبری است.

با توجه به اینکه وظیفه اصلی خبرگان، نظارت بر عملکرد مقام رهبری و مهیا بودن برای بحث جانشینی است، لازم است بزرگواران حاضر در مجلس خبرگان، مواضع فقهی و کلامی خود را در این خصوص به طور شفاف بیان نمایند تا هم مردم در جریان این نظرات باشند و هم شرایط مناسب تری برای بحث‌های فنی در داخل مجلس خبرگان فراهم شود. برخی این بحث را مطرح کرده‌اند که حوزه جانشینی، در بر دارنده بحث‌های فنی و ظریفی می باشد که فراتر از فهم مردم عادی است. هرچند این استدلال در برخی سطوح قابل دفاع می باشد ولی باید توجه داشت که حوزه و متخصصان مربوطه می توانند این بحث‌ها را به گونه‌ای همه‌فهم طرح نمایند و در اختیار مردم قرار دهند، ولی این امر مستلزم آن است که ابتدا، بزرگواران حاضر در خبرگان، بحث‌ها را در اختیار افکار عمومی قرار دهند.

باید به مردم اعتماد کرد و آنها را در جریان مهمترین تصمیم گیری نظام قرار داد. اگر به مردم اعتماد کنیم، آنها نیز بیش از پیش به نظام اعتماد خواهند کرد. چندی پیش بود که بحث‌هایی پیرامون  کمیته جانشینی مجلس خبرگان مطرح شد و شاهد بودیم که تمایل آشکار مردم به شفافیت این روند بود. هرچند طرح همه مسائل به مصلحت نظام نیست ولی به هر حال مردم می خواهند بدانند که در پشت درهای کمیسیون اصول ۱۰۷ و  ۱۰۹ مجلس خبرگان رهبری چه تصمیماتی گرفته شده. اگر اعضای مجلس خبرگان صلاح نمی دانند که جزییات بحث‌ها را در اختیار افکار عمومی قرار دهند، آیا بهتر نیست که منتخبین، دستکم نتایج حاصله از بحث‌های دوره‌ای را به اطلاع منتخبین برسانند؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *