اصل مصلحت، تعادلی میان آرمانگرایی و عملگرایی

در پی شهادت سردار سلیمانی و حضور میلیونی عزاداران آن سردار رشید، اکنون بر همگان روشن شده که شهادت سردار سلیمانی، همچون زندگی آن بزرگوار، عاملی برای پیشبرد آرمان‌های انقلاب و تعمیق وحدت ملی بوده است. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، نقاط اساسی مقابله با دشمن باید پیروی از مبانی انقلاب و وحدت ملّی باشد و خوشبختانه این وحدت را در زیر تابوت پیکر مطهّر شهید سلیمانی و شهدای همراه ایشان شاهد بودیم و این وحدت باید محفوظ بماند.

اکنون همه باید از خود بپرسیم که چگونه می توان این وحدت که مایه سربلندی نظام است را حفظ کرد. سیل میلیونی جمعیت عزاداران در مراسم تشییع شهید سردار سلیمانی در تهران و دیگر شهرهای کشور نشانگر آزردگی، بیقراری و خشم مردم از بشهادت رسیدن این سردار اسلام بود. این نیروی عظیم آزاد شده در کشور را باید به گونه‌ای عقلایی در مسیر سازنده قرار داد و در این راستا جامعه روحانیت و روحانیون سراسر کشور می توانند نقشی بسیار موثر و تاریخی ایفا کنند. در واقع در این برهه حساس، مردم ما بیش از هر زمانی به رهنمودهای عرفانی و اخلاقی روحانیت نیازمند هستند.

روحانیون به طور عام و امامان مساجد به طور خاص باید با پیروی از رهنمون‌های مقام معظم رهبری و تأکید بر وحدت ایجاد شده، در مقام قوه عاقله جماعت عمل کنند که این امر در واقع به معنی ایجاد تعادل میان واقعگرایی و آرمانگرایی است. طبیعتاً در وضعیتی همچون شرایط کنونی، آرمانگرایی بر واقعگرایی غلبه میکند و انقلابی بودن صرفاً در بکارگیری راهکارهای تهاجمی خلاصه می شود. در این میان اما، روحانیت باید با تأکید بر اصل مصلحت، تعادل میان آرمانگرایی و واقعگرایی را حفظ کنند.

حضرت امام خمینی(ره) با نگاه عمیقی که به فقه و تاریخ شیعه داشتند، اصل مصلحت را مبنای صدور احکام حکومتی می­‌دانستند و در همین راستا بود که مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۱۳۶۷ تشکیل شد. با این توصیف، تبیین این اصل و جایگاه آن به لحاظ محوریت و دخالت آن در تشریع و استنباط احکام از منابع و تقنین در نظام قانونگذاری ضروری است. توجه به اصل مصلحت را در تصمیم گیری‌های امام (ره) در دوره‌های مختلف جنگ تحمیلی هم می توان دید. در سال ۱۳۶۷ و پس از حمله ناو وینسنس آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران، آیت الله منتظری، طی نامه‌ای که به امام (ره)‌ نوشت،‌ خواستار حمله به منافع آمریکا در سراسر جهان شد. در مقابل، امام راحل با رد پیشنهاد آیت الله منتظری، به ایشان امر فرمودند که «با پشتیبانی از آقای هاشمی، وقت خود را مصروف در ساختن دنیایی از کرامت و بزرگواری نمایید.»

توجه به اصل مصلحت را در گفتار و سلوک مقام معظم رهبری نیز می تواند دید. از پیام تسلیت آیت الله خامنه‌ای می‌توان بوضوح به این حقیقت پی برد که با مقاومتی که مدّ نظر ایشان است، پیروزی قطعی به مردم مسلمان وعده داده میشود که مسلماً این امر، مستلزم رویکردی درازمدت است و برخوردهای احساسی و واکنشی را در بر نمی گیرد. در پیام تسلیت حضرت آیت الله العظمی علی سیستانی هم وجهه کاملاً روحانی ایشان کاملاً بارز میشود که با کلامشان، آرامش خاصی را برای روح آن شهید و بازماندگانش به ارمغان می‌آورد.

حال در این برهه حساس از تاریخ کشورمان که حتی یک جرقه‌ کوچک میتواند باعث و بانی خونریزی‌های زیادی شود و تشدید تنش میتواند هزینه‌ی هنگفتی را به مردم کشورمان و حتی بیگناهان کشورهای دیگر تحمیل کند، نقش روحانیت بسیار حساس، حیاتی و مهم است. الآن، زمانی است که روحانیت باید با توجه به اصل مصلحت و حفظ نظام، خیر عمومی و درازمدت را در نظر گرفته و چراغ عقلانیت مردم باشند. درایت روحانیت میتواند با در نظر گرفتن مصلحت نظام از رفتار‌های  ماجراجویانه جلوگیری کند که همانا «مقاومت  ادامه خواهد یافت».

هرچند روحانیت و نظام پیوندی ناگسستنی دارند اما باید وظیفه جامعه روحانیت را فراتر از یک نظام سیاسی دید هر چند آن نظام در مطلوب‌ترین حالت خود نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد. روحانیت با سابقه چند صد ساله در ایران نماد عدالت خواهی در راستای مطالبات مردمی بوده است. اینک کشور ما در یک مقطع تاریخی حساس واقع شده که عوامل متعددی می‌تواند بر سرنوشت آن تاثیر بگذارد.  نسل‌های بعدی این مرز و بوم به این مقطع نگاه خواهند کرد و در مورد عوامل موثر در تصمیمگیری‌ها قضاوت خواهند کرد. امیدواریم وقتی نسل‌های بعدی این مقطع تاریخی را بازنگری می‌کنند،‌ چهره‌ای از روحانیت را ببینند که با واقعگرایی و تشخیص مصلحت «نه به جنگ» گفت.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *