چرا اساتید برجسته حوزه قم، در انتخابات مجلس خبرگان رهبری ثبت‌نام نکردند؟

آیت‌الله محمد یزدی حدود چهار سال پیش از حوزه انتخابیه شهرستان تهران نامزد نمایندگی در مجلس خبرگان رهبری شده بود ولی ایشان نتوانست جزو ۱۶ نفر اول باشد و بهمین خاطر از راهیابی به مجلس خبرگان رهبری بازماند. پس از درگذشت آیت الله محمد مؤمن، دگربار آیت الله یزدی برای تصاحب کرسی نمایندگی در خبرگان، ولی اینبار از طرف مردم قم، وارد رقابت‌های انتخاباتی شده‌اند و به نظر می رسد که با توجه به انصراف‌ها و رد صلاحیت‌ها، رقیب قدری هم در این دوره ندارند. این عدم رقابت در حوزه‌ای همچون شیراز شدیدتر هم می‌باشد، زیرا آیت الله دژکام تنها نامزدی است که در حوزه انتخابیه استان فارس حضور دارند. سؤال اینجاست که آیا در شهرهایی همچون قم و شیراز و مشهد، ما با فقر علما و مراجع روبرو هستیم که میدان رقابت‌های انتخاباتی چنین خالی گشته؟ و یا عواملی غیر از صلاحیت علمی نامزدها باعث کم‌رنگ شدن کارزار رقابت‌های انتخاباتی شده؟ (برای مشاهده لیست کامل نامزدهای تأیید صلاحیت شده به این لینک مراجعه فرمایید)

طبق گفته مرتضی حیدری، فرماندار قم، از میان ۵۷ ثبت نام‌کننده که برای ورود به مجلس خبرگان خود را کاندید کرده بودند، ۲۹ نفر انصراف دادند و از میان ۲۸ نفر باقی مانده، آقایان محمد یزدی و رضا پورصدیق تأیید صلاحیت شدند و ۲۶ نفر هم صلاحیتشان احراز نشد. فرماندار قم در ادامه به قانون انتخابات اشاره کرد و با اندکی امید دادن به نامزدهای ردّصلاحیت شده توضیح داد که آنها فرصت دارند تا اعتراض خود را به هیأت‌های بازبینی زیردستی شواری نگهبان تقدیم کنند تا به تقاضای معترضان رسیدگی شود.

با رحلت آیت الله محمد مؤمن، نماینده پیشین مردم استان قم در مجلس خبرگان رهبری، کرسی نمایندگی مردم این استان در خبرگان خالی شده است. با وجود فقط ۲ کاندید از قم، شانس ورود آقای یزدی ۵۰ درصد است. ولی ناظران با در نظر گرفتن اشل این ۲ کاندید، شانس آقای یزدی را قریب به ۱۰۰ درصد میدانند. در واقع تنها رقیب آیت‌الله یزدی، طلبه‌ای به نام رضا پور‌صدیق است که متأسفانه سابقه خاص و قابل توجهی ندارد و اصلاً ناشناخته بحساب می‌آید. حتی عکسی که از این طلبه در فضای مجازی منتشر شده، برای سایت مردم و روحانیت قابل تأیید نیست. حال اینکه چگونه این طلبه جوان تنها کسی است که علاوه بر آیت الله یزدی در شهر مرجع پرور قم تأیید صلاحیت شده، جای تأمل دارد.

سایت مردم و روحانیت در مقاله روحانیت در بزنگاه تاریخی به نقش حیاتی روحانیت در این دوره از انتخابات خبرگان پرداخته بود. ازسوی دیگر، بقول حجت الاسلام مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی، نظارت شورای نگهبان، آنگونه که عمل می‌شود، نه استطلاعی است و نه استصوابی، بلکه «نظارت استسلاقی» است، یعنی به سلیقه خود عمل می‌کند و حتی قانون را نیز طبق سلیقه خود معنا می‌کند. این نوع نظارت عملاً گزینه‌ای برای انتخاب مردم باقی نگذاشته است. محمدرضا امیری،‌ فرماندار شیراز گفته که ۳۷ داوطلب برای انتخابات میاندوره‌ای مجلس خبرگان رهبری در استان فارس ثبت نام کرده بودند که ۱۴ نفر از این افراد تا زمان بررسی صلاحیت‌ها باقی ماندند که از این افراد، صلاحیت فقط یک نفر تأیید شده است!

شایسته است صاحبنظران و علمای آگاه، بحث‌های تخصصی بیشتری را در خصوص ماهیت نظارت استصوابی و حدود نظارت مطرح نمایند. متأسفانه جای این بحث های نظری هم‌اکنون بسیار خالی است. البته علاوه بر بحث‌های نظری، بحث صلاحیت اعضای کنونی شورای نگهبان نیز مطرح است. به یاد داریم که چندی پیش، جدال کلامی آیت الله یزدی و آیت الله آملی لاریجانی، چگونه باعث وهن شورای نگهبان و بروز شک‌های جدی در خصوص صلاحیت این دو نفر برای حضور در این نهاد مهم کشور شد. (سایت مردم و روحانیت در مقالات «مجادلات سیاسی را با مباحثات طلبگی خلط نکنیم» و «چرا مجادله آیات یزدی و لاریجانی نباید علنی می شد؟» به این موضوع پرداخت.) در این قائله موضوع کاندیداتوری مطرح نبود ولی دو مورد دیگر بسیار قابل توجه بود. اول اینکه چگونه میشود که آیت الله آملی لاریجانی که خود رئیس پیشین قوه قضا و عضو کنونی شورای نگهبان است، صلاحیت عملی همکار خود در شورا را آنگونه زیر سؤال برد و پس از گذشت تنها چند ماه، صلاحیت دهها نامزد به غیر از آیت الله یزدی را رد نمود؟ دوم آنکه چگونه میشود که این دو بزرگوار اینگونه در ملأ عام و پیش چشم محرم و نامحرم، نه تنها به هتک عرض و آبروی یکدیگر پرداختند، بلکه کوچکترین توجهی هم به تأثیر منفی این مجادلات بر جایگاه شورای نگهبان نداشتند.

بیشتر بخوانید:

علاوه بر ردّصلاحیت‌های گسترده، عدم ثبت‌نام و یا انصراف برخی از شخصیت‌های مطرح حوزه هم در این دوره از انتخابات خبرگان مشهود است. باید گفت که عدم حضور علمای حائز شرایط که در درجات عالی کارشناسی و علمی نیز قرار دارند نشانگر یک نوع ناامیدی از روند انتخابات و یا بیم از ردّصلاحیت‌ های سلیقه‌ای و جناحی بوده. چه بسا مجتهدانی که نمیخواهند نامشان در قائله صلاحیت‌سنجی به سر زبان‌ها بیفتد. انتظار می رفت از شهری همچون قم که مرکز فقه و اجتهاد است، تعداد کثیری مجتهد واجد شرایط به تکلیف شرعی و ملی خود عمل کنند و وارد کارزار انتخابات شوند. ولی متأسفانه شاهد آن هستیم که برخوردهای سلیقه‌ای و جناحی کار را به جایی کشانده که بسیاری می‌پرسند چرا انتخابات مجلس خبرگان رهبری در شهر فقه و اجتهاد، محصور به یک «آخوند حکومتی» و یک طلبه ناشناس شده‌ است؟

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *