mardomvarohaniat.com

نگاهی به پیشینه‌ی هیأت رئیسه فراکسیون روحانیت

چند روز پیش، سایت مردم و روحانیت، در مقاله‌ای تحت عنوان مجلس یازدهم و فراکسیون روحانیت به حضور و نقش روحانیت در مجلس یازدهم پرداخت و با نگاهی گذرا، ضمن نام‌بردن اعضای فراکسیون روحانیت به شما کاربران محترم وعده داد که در مقاله‌های آتی به موضوع نمایندگان ملبّس و معمّم توجه کرده و با بررسی و تحلیل‌های لازمه، رسالت این سایت که ایجاد ارتباط بین مردم و روحانیت است را به‌نحو احسن بجا آورد.

 

در ابتدا، شایسته و بایسته است که یک نگاه گذرا به ۴۰ سال گذشته بیاندازیم و روند حضور و فعالیت روحانیت در مجلس شورای اسلامی را مورد ارزیابی قرار دهیم. در همان نظر اول، افت نزولی انتخاب روحانیون در مجلس، یک زنگ خطر را به‌صدا در می‌آورد که چرا در طی این چهار دهه، تعداد نمایندگان معمّم کمتر و کمتر شده‌است؟ در دوره اول مجلس شورای اسلامی ۱۶۴ روحانی حضور داشتند که از تهران نام‌هایی چون آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، حجت‌الاسلام هادی غفاری و حجت‌الاسلام علی اکبر ناطق نوری به‌خوبی در خاطره‌ها مانده‌اند. در ۷ خرداد ۱۳۵۹، اولین جلسه مجلس شورای اسلامی برگزارشد و آقای هاشمی رفسنجانی کرسی ریاست مجلس را صاحب‌شد. برای انتخابات اولین دوره، جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی که شدیداً با هم اختلاف داشتند، به‌همراه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، یک فهرست مشترک تحت عنوان «ائتلاف بزرگ» را ارائه کردند که در آن نام‌هایی که برای نظام و انقلاب افتخار آفریدند به‌چشم می‌خورد. نهایتاً ۸۵ نفر از نام‌بردگان در این لیست به مجلس راه‌یافتند.

 

از مجلس دوم به بعد، شمار ملبّسان دچار یک سیر نزولی شد. در دومین دوره مجلس  شورای اسلامی ۱۵۳ نماینده روحانی حضور داشتند. در سومین دوره ۸۵ نماینده، در مجلس چهارم ۶۷  نماینده و در پنجمین دوره تعداد نمایندگان معمّم به ۵۳ نفر تقلیل یافت. مجلس ششم فقط ۳۵ نماینده روحانی داشت. در هفتمین دورره‌ی مجلس که در دوران حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی برگزار شد، با یک سیر سعودی کمرنگ و پیروزی نسبی اصولگرایان،‌ تعداد نمایندگان روحانی به ۴۳ نفر افزایش یافت و در دوره‌ی هشتم  نیز با ۴۴ نماینده پابرجا ماند. شایان ذکر است که مجلس هفتم پس از وقایع مجلس ششم به ریاست حجت‌الاسلام مهدی کروبی تشکیل شد و شورای نگهبان تقریباً همه‌ی نامزدهای اصلاح طلب آن دوره را ردصلاحیت کرده‌بود. مجلس نهم شاهد افت دیگری در مورد حضور روحانیون در مجلس بود و تنها ۲۷ نماینده روحانی به مجلس نهم راه یافتند. در این دوره، اختلافات زیادی مابین اصول‌گرایان حاضر در مجلس ظهور کرد و طیف حامی غلامعلی حداد عادل در مقابل حامیان علی لاریجانی شاهد کشمکش‌های فراوانی برای تصاحب سکان مجلس بوند که نهایتاً لاریجانی موفق شد.

 

مجلس دهم  با ۱۶ نماینده ملبّس نشانگر یک روند ناخوشایند بود، بدینگونه که مجلس شورای اسلامی ایران که با ۱۶۴ روحانی مورد اعتماد و اطمینان مردم، کارش را درسال ۱۳۵۹ آغاز کرد در سال ۱۳۹۵ بیش از ۹۰ درصد از اعضایش را از دست داد. آیا براستی فقط ۱۰ درصد از مردمی که در صدر انقلاب به روحانیت اعتماد و اطمینان داشتند، امروز نیز همان اعتقاد را دارند و اکثریت بیش از ۹۰ درصد از مردم، این اعتماد را از دست داده‌اند؟ آیا پیوند روزافزون روحانیت با سیاست‌کاری، جناح‌گرایی و حزب‌بازی و بوجود آمدن طبقه به اصطلاح «آخوند حکومتی» باعث قهر مردم از روحانیت شده‌است؟ آیا توان بازگرداندن اعتماد مردم به روحانیت وجود دارد؟ بررسی فراکسیون روحانیت مجلس یازدهم شاید برای پاسخ دادن به سؤالات فوق به ما کمک کند.

 

در مورد اصطلاح «آخوند حکومتی» بیشتر بخوانید:

 

با اشاره به فراکسیون روحانیت مجلس یازدهم در مقاله‌ی پیش، به ریاست حجت الاسلام مجتبی ذوالنوری (ذوالنور) پرداختیم. ایشان در سال ۱۳۴۲ در شهر ملایر متولد شد و در دوره دهم مجلس شورای اسلامی، از حوزه انتخابی قم، نماینده سوم این شهر شد. ذوالنور در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۱ نیز شانسش را امتحان کرد ولی با قرار گرفتن در رتبه‌ی چهارم از راهیابی به مجلس بازماند. ایشان یکی از کرسی‌های کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی را در اختیار گرفت و در سال ۱۳۹۸ به ریاست این کمیسیون انتخاب شد. پیش از ورود به مجلس، سمت جانشین نمایندهٔ ولی‌فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بعهده داشت. حجت الاسلام ذوالنور پس از تحصیلات ابتدایی و در زمان انقلاب اسلامی، در دوران جوانی وارد حوزه شد و در سال ۱۳۵۹ ، در زمانیکه اولین مجلس شورای اسلامی تشکیل شد، در سن ۱۷ سالگی به حوزه علمیه قم رفت. در دوران پس از آغاز جنگ که او حدود ۱۹ – ۱۸ سال داشت، اقدام به تشکیل و راه اندازی گروههای رزمی تبلیغی از روحانیون و طلاب کرد که این موضوع توجه رزمندگان و فرماندهان سپاه را به خود جلب کرد تا آنجایی که این گروهها به «گروه ذوالنور» موسوم شدند. از این پس، فعالیت‌های ایشان بیشتر در حوزه‌های نظامی و سیاسی بود. او یک چهره‌ی شناخته شده در جناح اصولگرا است و همیشه قبل از آنکه به عنوان یک روحانی شناخته شده باشد، به عنوان یک سیاستمدار و بعضاً یک سپاهی، با اظهار نظراتی بحث‌برانگیز شناخته می‌شود.

 

 

همانطور که در ابتدای مقاله اشاره شد در مجلس اول و دوم شاهد حضور روحانیونی بودیم که علاوه بر کار سیاسی، یک چهره معنوی نیز تلقی می شدند و اگر وارد کار سیاسی نمی‌شدند می‌توانستند در حوزه به تکمیل تحقیقات و یا تدریس بپردازند. این امر باعث می‌شد که بحثهایی که مجلس در خصوص روحانیت و امور حوزه‌ها انجام می‌داد با واقعیت صحنه حوزه‌ها و نیازهای مراجع همخوانی داشته باشد. اکنون اما شاهدیم که ترکیب رهبری فراکسیون روحانیت در دست نیروهایی است که از حوزه فارغ التحصیل شده‌اند ولی ارتباط اندکی با حوزه و فضای طلبگی دارند و بیشتر با احوالات فکری و شخصیتی اهل سیاست آشنایی دارند. این امر علاوه بر اینکه باعث می‌شود تصمیمات مجلس از مطالبات اصلی و واقعی حوزه فاصله بگیرد، در ضمن احساس حضور «آخوند حکومتی» در مجلس را نیز بیشتر در اذهان عمومی تداعی می کند و باعث تعمیق شکاف مردم و روحانیت می شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *