mardomvarohaniat.com روحانیت در مبارزه با فساد باید پیشرو باشد (بخش دوم)

روحانیت در مبارزه با فساد باید پیشرو باشد (بخش دوم)

در هفته گذشته، سایت مردم و روحانیت، در مقاله‌ای تحت عنوان روحانیت در مبارزه با فساد باید پیشرو باشد، به مصاحبه تلویزیونی سید پرویز فتاح، رئیس بنیاد مستضعفان، پرداخت که در برنامه «نگاه یک» صدا و سیما، ایشان نام تعدادی از سازمان‌ها و شخصیت‌های عالی‌رتبه نظام را ذکر و تلویحاً اعلام کرد که آنها به‌واسطه «ملاحظات» و «روابطشان» بسیاری از اموال بنیاد مستضعفان که متعلق به «بیت‌المال» است را «مال خود» کرده‌اند و بنیاد هم بر مبنای «ضوابط» و از طرق قانونی، توانایی بازپس‌گرفتن آن املاک را ندارد. لذا آقای فتاح، شکایتش را به «محکمه افکار عمومی» آورد تا شاید این «اعلام جرم رسانه‌ای» در رویکرد افرادی که اموال بیت‌المال را به‌صورت ملک شخصی خود مورد بهره‌برداری قرار داده‌اند، لااقل به‌خاطر شرمساری در مقابل مردم، تغییر کند و آن املاک را به بنیاد بازگردانند. از مواردی که «نمک پاشیدن روی زخم» بود، ادعاهای آقای فتاح در مورد امکانات لاکچری و توجهات ویژه به «خواص» بود که از بیخ و بن با تمام موازین بنیاد مستضعفان و مفاهیم فلسفه امام خمینی(ره) برای به‌راه اندازی این بنیاد در تناقض کامل بوده و در جهت کاملاً متضاد با اصل زیربنایی آن، یعنی «حمایت از مستضعفان و تبری از مستکبران» در حرکت‌است. در این نوشته، به بخش دوم این موضوع می‌پردازیم که ادامه خواست مردم در پیشروی روحانیت در مبارزه با فساد است.

 

در رابطه با مصاحبه ذکر شده و مفاسد ادعا شده،‌ دغدغه سایت مردم و روحانیت، در دو مورد قابل توضیح است. اول، «وهن روحانیت» که به‌واسطه مسائل مطرح شده که چه مستقیماً برخی از روحانیون را مورد اتهام قرار داد و چه مواردی که به صورت غیرمستقیم، اقوام سببی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و متعاقباً بیت رهبری را به چالش کشاند. دوم، «سکوت روحانیت» در مقابله با مفاسد است که بدور از رسالت روحانیت، یعنی پشتیبانی از ستم‌دیدگان، آسیب‌پذیران و مستضعفان جامعه می‌باشد. در بخش اول در هفته گذشته، به پاسخ‌های بعضی از مسئولان پرداختیم و آنها را برای مخاطبان محترم سایت نقل و تحلیل کردیم. تا آن زمان آقای غلامعلی حدادعادل واکنشی نشان نداده‌ بود ولی ایشان در یک پیام تصویری به دفاع از خود و آقازاده‌ها برخواست و تحویل ملک از طرف ستاد بنیاد مستضعفان به مدرسه مهر فرهنگ را به نوعی «حکم رهبری» خواند و مدعی شد که موقعیت نابسمان مدارس و مخصوصاً «وضع نابه‌هنجار رشته علوم انسانی در آموزش و پرورش» باعث شده که حدادعادل و خانواده کمر همت به نجات علوم انسانی کشور ببندند و «بعد از اطلاع مقام معظم رهبری» دست به گشایش این مدرسه بزنند. حدادعادل با کنایه از فتاح پرسید که «آیا فرزند خود شما در همین مدرسه و در همین مکان تحصیل نکرد؟»

 

یکی از تأکیدات مقام‌ معظم رهبری، همواره بر مقابله با فساد بوده و این موضوع، هم در بیانات معظم‌له خطاب به مسئولان و هم در سلوک شخصی ایشان قابل مشاهده است. در این میان اما،‌ ادامه فسادهای لجام‌گسیخته که در بسیاری از موارد با مسئولان بلندپایه نظام و بستگانشان گره خورده، باعث بدبینی مردم نسبت به کلیت نظام شده و در این میان متأسفانه روحانیت هم آماج بدبینی‌ها و اتهامات قرار گرفته است. با توجه به این وضعیت است که روحانیت وظیفه‌ای دوچندان در مقابله با فساد دارد. محکوم کردن مصرانه فساد و اصرار مضاعف به شفافیت محاکمات متهمان، نکاتی هستند که روحانیت باید به آنها توجه بیشتری قائل شود، چراکه نبود این توجهات میتواند نادرست معنا شود. وجود فساد و هم‌چنین عدم مقابله با فساد به عنوان پدیده‌هایی هستند که باعث افزایش شکاف میان مردم و روحانیت می‌شوند.

 

در رابطه با صحبت‌های پرویز فتاح، رئیس بنیاد مستضعفان، و برغم اضطرار مسئله مقابله با فساد، چندان واکنش جدی و واضحی از سوی روحانیت در این زمینه صورت نگرفته‌است. حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم، عضو شورای مرکزی و سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در گفت‌وگویی، در خصوص بازتاب‌های صحبت‌های اخیر آقای فتاح، صریحاً گفته‌بود که «من به شخصه نیازی نمی‌بینیم که به این مسأله وارد شوم؛ چراکه با سخنان ایشان چالش‌های زیادی در رسانه‌ها مطرح شد، در نتیجه اعلام نظر و واکنش ما هم منجر به تداوم این چالشها می‌شود.» حجت‌الاسلام مصباحی‌مقدم با کناره‌گیری از ورود به «معرکه نامبارک» فساد، که در همه اقشار نظام ریشه دوانده، در خلاف جهت خواست مردم حرکت کرد. کاربران محترم سایت مردم و روحانیت در یک نظرسنجی اخیر، به سخنان آیت‌الله دری نجف آبادی که گفته بود «فساد و بی اخلاقی به مراتب از کرونا بدتر است» با ۷۳ درصد رأی مثبت، صحّه گذاشته‌بودند.

 

ورود نکردن به بحث فساد و اختلاس از سوی روحانیت، امیدواری مردم به روحانیونی که قرار است صدای مردم باشند را کم میکند و باعث دل‌شکستگی مردم و متعاقباً دوریشان از روحانیت میشود. این در حالی‌است که در مواردی شاهد آن هستیم که روحانیت، فساد  را معمول و  رایج می‌داند و یا حتی، خدایی ناکرده، اختلاس را ازلی می‌نامند و به توجیه وضعیت موجود می‌پردازند. این رویکرد ولی، غیرقابل تحمل و فاجعه‌انگیز است. اخیراً در بعضی موارد مشاهده شده‌بود که برخی از اهالی حوزه، همین کار را کردند. سخنان حجت‌الاسلام سیدمحدحسین راجی که گفته‌بود «علوی‌ترین حکومت تاریخ پر از اختلاس است. یک سوم نهج‌البلاغه درباره اختلاس خواص است» کار را به آنجا کشاند که ایشان برای توجیه فسادهای اعلام شده در نظام ایران اسلامی امروز، به گفته بعضی از فعالان سیاسی، حتی به «#جعلیات_بنی‌امیه» هزار و اندی سال پیش هم متوصل می‌شود. تا حدی که صدای کسانی مثل مهدی نصیری، فعال فرهنگی و سردبیر اسبق کیهان را هم درآورد و او را مجبورکرد که با انتشار توئیتی چنین بنویسد: «قبل از انقلاب برای جلب مردم از عدالت و فساد ستیزی قاطعانه حکومت دینی و علوی می گفتیم اما الان که در چنبره اژدهای هفت سر فساد گرفتار شده‌ایم، می‌گوییم یک سوم نهج البلاغه گزارش اختلاس در حکومت علی(ع) است. این دیگر نه انقلاببگری اشعریانه که انقلابیگری بیشرمانه است.»

 

در بحث مبارزه با فساد، حداقل انتظار مردم این است که دستکم طلاب در کنار فعالان مدنی و سیاسی باشند. ولی شاهدیم که افراد کت و شلواری‌ غیر ملبس، گوی سبقت را از روحانیون معمم ربوده‌اند. پس از طوفان برآمده از ادعاهای سید پرویز فتاح، افرادی مثل احمد توکلی، رئیس دیده‌بان شفافیت و عدالت را می‌بینیم که بی‌پروا ابراز می‌کند که «اموال بنیاد مستضعفان باعث بی‌اعتمادی مردم به نظام شده است» و در ادامه، نیاز به روشنگری را سرلوحه خود قرار می‌دهد و مدعی می‌شود که «ایجاد شفافیت در دفتر رهبری» را قطعاً پیگیری خواهد‌کرد. این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، توضیح می‌دهد که در سال ۱۳۹۷ به رهبری گفته‌است که «شفافیت را از دفتر خودتان آغاز کنید تا بنیاد مستضعفان و سایر نهادها هم پیروی کنند.» در مقابل مقام معظم رهبری از آقای توکلی می‌خواهند که طرح خود را برای اعمال شفافیت ارائه کند که ایشان نیز طرحش را ارائه می‌دهد ولی دفتر بیت رهبری، طرح او برای ایجاد شفافیت در این نهاد را قبول نمی‌کند.

یک نظر

  1. روحانیت خانه دل و فکر مردم بود که متاسفانه در یک دهه گذشته فرو ریخته. مردم از نظر فکری و اعتقادی آواره شده اند. و این مردم آواره طبیعتا در یک ساختار فکری تازه ای ماوا خواهند گزید. مگر اینکه اعتمادشان جلب شود و به خانه ای که از ان قهر کرده اند برگردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *