mardomvarohaniat.com از پابندزدن تا پایبندکردن - نقش روحانیت در کاهش جرائم

از پابندزدن تا پایبندکردن – نقش روحانیت در کاهش جرائم

سال گذشته بود که آمار تکان‌دهنده ۲۴۰ هزار زندانی در کشور، حواشی بسیاری پیدا‌کرد. این تعداد کثیر، که ایران را از نظر شمار زندانیان در میان کشورهای جهان، در رتبه نهم قرار می‌دهد، نشان از واقعیت تلخی دارد که زنگ خطری برای نظام اسلامی و با‌لخاصه روحانیت و نخبگان فرهنگی کشور است. ایران که با کمتر از ۷۸ میلیون جمعیت در رتبه هفدهم جهان قرار دارد و هم‌چنین با وجود قوانین مجازات اسلامی، چرا باید این تعداد مجرمین «پابندزده» داشته باشد که به اصول اخلاقی و قوانین کشور «پایبند» نباشند؟ شاید قابل تأمل‌ترین نکته این باشد که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی جمعیت ایران ۲ برابر شده ولی تعداد زندانیان ۱۰ برابر شده است، چگونه پس از چهل و یک سال حکومت اسلامی و آموزش‌های گستره دینی، با چنین حجمی از قانون‌شکنی و بزهکاری روبرو هستیم؟ روحانیون به عنوان معلمان اخلاق جامعه چه کوتاهی‌هایی کرده‌اند و چگونه می‌توانند در آینده نقش خود را به‌شکل کارآمدتری ایفا کنند؟

 

 

هر چند در دوران‌های قدیم، داشتن زندانیان زیاد به شکلی صوری و ساختگی نشانگر اقتدار بعضی از حکومت‌هایی بوده که فقط به‌وسیله یک نمایش ظاهری، خود را قدرتمند و کشور را در امنیت نمایش می‌داده‌اند، امروزه ولی، این نما کاملاً تغییر کرده‌است. در این دوران، تعداد بالای زندان‌ها و زندانیان، به شاخصی برای ناکارآمدی نظام‌های حکومتی مبدل‌شده که نه فقط سیاست‌های قوه قضائیه آن کشورها را، بلکه سیاست‌های بالادستی نظام‌ حکومتی  را به‌ چالش می‌کشاند. بدین‌گونه که زندان و زندانی به‌واسطه ارتکاب به جرائم خرد و کلان ازدیاد می‌یابند و ارتکاب به هر جرمی زاییده شرایط نامناسب اجتماعی، اقتصادی، آموزشی و مخصوصاً فرهنگی در یک جامعه است. مسلماً یکی از مهمترین ارکان بوجود آورنده این شرایط نیز، خود حکومت‌ها، دولتمداران به‌کار گمارده‌شده و شاید مهمتر از همه، عناصر مسئول برای امور آموزشی، فرهنگی و اخلاقی جامعه هستند. به گفته‌ای ساده‌تر، اگر در ایران اسلامی امروز، کادر آموزش و پرورش در مدارس و روحانیت در مساجد، کارشان را به‌درستی انجام ندهند، همه اقشار جامعه تحت‌الشعاع قرار می‌گیرند و فاجعه‌ی به‌بار آمده کنونی که زندان‌ها را در حد انفجار پر کرده، گریبانگیر جامعه می‌شود.

 

 

چندی پیش بود که صدای حجت‌الاسلام سیدابراهیم رئیسی، سکان‌دار قوه قضاییه هم درآمد. ایشان با تکیه به این‌که «اصلاح مجرمین، یکی از اصول قانون اساسی و یکی از وظایف دستگاه قضاست» به دوران ابتدای انقلاب اسلامی اشاره‌کرد که در آن ایام، افرادی مانند شهید سیداسدالله لاجوردی و شهید محمد کچویی، این همت شخصی را داشتند که علاوه بر کیفر مجرمان، برای اصلاح آن‌ها نیز تلاش می‌کردند. حجت‌الاسلام رئیسی، گله‌مندانه اذعان‌داشت که «به مرور، این اقدامات تبدیل به برگزاری یک نماز جماعت ساده شد». ایشان خواستار این شد که سازمان زندان‌ها با استفاده از روحانیون و طلّاب، کارهایی صورت‌دهد که منجر به شکل گیری یک حرکت اصلاحی جدید در زندان‌ها شود. البته لازم به تأکید است که نقش تربیتی طلاب، بیش از داخل زندان‌ها باید در خارج از زندان‌ها و در متن جامعه باشد تا با ترویج آموزه‌های اخلاقی، نقش پیشگیرانه‌ای را در وقوع جرم و بزه ایفا کنند. متأسفانه در سالهای اخیر، رابطه‌ی میان طلاب و جامعه، در حدّ چشم‌گیری تضعیف شده و مردم عادی چندان روحانیت را به عنوان مرجع اخلاقی خود در نظر نمی‌گیرند که این امر از سویی ناشی از حضور روحانیت در پست‌های دولتی و از سوی دیگر به علت اشرافی‌گری عده قلیلی از روحانیون می‌باشد. بررسی این مهم و «ریشه‌های فاصله گرفتن مردم از روحانیت» باید در دستور کار همه دلسوزان باشد. در یک نظرسنجی سایت «مردم و روحانیت» شرکت‌کنندگان با ۶۹ درصد رأی مثبت، با سخنان حجت‌الاسلام رئیسی مبنی بر این‌که «در حکومت علوی، نباید مسئولان زندگی اشرافی داشته باشند» موافقت کرده‌بودند. در ضمن، سایت ما چندی پیش در مقاله‌ای مفصلاً به موضوع «اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی میان روحانیون» پرداخته‌بود.

 

بیشتر بخوانید

 

چند ماه پیش‌بود که با حکم رئیس قوه‌ قضائیه، محمدمهدی حاج‌محمدی به عنوان رئیس جدید سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور برگزیده‌شد.  رئیس جدید سازمان زندان‌ها بعد از انقلاب اسلامی و در سال ۱۳۵۸ متولد شده‌است. او در نشست شورای عالی قوه قضاییه، با ارائه گزارشی از اقدامات انجام شده برای اصلاح مجرمان در زندان‌ها، اذعان داشت که «در سازمان زندان‌ها تلاش داریم تا از پابندزدن به پایبندکردن مجرمان به ضوابط اجتماعی و اخلاقی و رعایت حقوق خانواده و افراد جامعه برسیم.» ایشان به اجرای «طرح جهادی زندگی در زندان» با محوریت طلّاب جهادی – تبلیغی پرداخت. وی توضیح‌داد که در این طرح، طلّاب صرفاً به اقامه نماز و بیان چند حدیث در زندان اکتفا نکرده و از اذان صبح تا خاموشی، با زندانیان  زندگی می‌کنند، گوش شنوای آن‌ها شده و همراه با آنان می‌خندند و گریه می‌کنند و اوقاتشان را سپری می‌کنند. هدف اصلی روحانیت باید ایفای نقش سنتی ایشان در مورد اشاعه‌ی فرهنگ خودسازی، نوع‌دوستی و احترام به قانون باشد که خدای ناکرده، هیچ فردی در زندان گرفتار نشود. ولی اگر چنین شد و فردی به‌خاطر هر جرمی به زندان رفت، یکی دیگر از نقش‌های حائز اهمیت روحانیت، بی‌شک حضور دائمی طلاب در زندان‌ها و وقت صرف‌کردن با زندانیان است که امور فرهنگی ذکر شده را به زندانیان تفهیم کنند و آن‌ها را از مرتکب شدن به هر جرمی در آینده بازدارند. شایان ذکر است که بدنه روحانیت و تک‌تک طلاب باید از صرف وعظ کردن و نماز جماعت خواندن، در عمل، به معلمان اخلاق و تقوا تبدیل شوند. همانطور که اشاره شد، متأسفانه اشرافی‌گری عده قلیلی از روحانیون و فاصله گرفتن آنان از بطن جامعه، باعث شده که مردم به سخنان اخلاق‌گرایانه روحانیون توجهی نکنند و آن‌ها را به چشم تزویر و دورویی بنگرند. روحانیت شیعه برای صدها سال با مردم و در کنار مردم زندگی کرد و صدای رسای مظلومان بود و از همین رو بود که اعتماد کامل طبقات مختلف جامعه را کسب کرده‌بود. اکنون هم طلاب بیدار و انقلابی باید با هم‌دلی و هم‌راهی با مردم عادی، به اعتمادسازی بپردازند تا ان‌شاءالله روحانیت بتواند به نقش اصیل خود بازگشته و جامعه را از ورطه سقوط اخلاقی نجات دهد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *