mardomvarohaniat.com چرا مراجع خاموش نشسته‌اند؟

چرا مراجع خاموش نشسته‌اند؟

از آخرین موضع‌گیری تند مراجع تقلید و آیات عظام در حمایت از مردم حدود یک سال می‌گذرد. از آن زمان صف‌کشیدن برای خرید مایحتاج روزمره مردم به امری عادی تبدیل شده و در سکوت مراجع و آیات عظام، کمر مردم زیر بار گرانی‌ها و بی‌عدالتی‌ها شکسته است. خاموشی‌های اخیر هم بر مشکلات مردم افزوده و تحمل گرمای تابستانی را بی‌انداره سخت کرده‌ است. حال که انتخابات تمام شده و صحبت از مصائب ملت دیگر نباید سیاه‌نمایی تلقی شود، چرا روحانیون و بالاخص مراجع در حمایت از مردم مطالبه‌گری نمی‌کنند و سکوت اختیار کرده‌اند؟ چرا مسئولیت‌پذیری روحانیت که بارها در سخنان امام خمینی بر آن تأکید شده بود، اکنون به منصب‌پذیری تبدیل شده‌؟ چرا در این اوضاع روحانیت با ملت به چشم رعیت برخورد می‌کند و صدای دردش را نشنیده، سفره خالی‌اش را ندیده، و از خاموشی چراغ خانه‌اش نمی‌گویند؟ در عصر غیبت آیا مراجع مسئولیت نیابت مهدی موعود (عج) را به درستی ادا کرده‌اند یا ملت را به حال خود رها نموده‌اند؟

 

تیر ماه سال پیش بود که اوضاع معیشتی آنقدر تیره و تار شد و تأمین کالاهای اساسی صفوف طولانی به راه انداخت. حتی در آن شرایط هم مطالبه‌گری روحانیون و مراجع تقلید پس از چند هفته شنیده شد، لیکن نه تنها اوضاع بهتر نشد، بلکه آن اوضاع بد عادی شد. در سال «تولید، پشتیبانی‌ها، و مانع‌زدایی‌ها»، که تحریم‌ها دست تولید کشور را از پشت بسته‌اند، روحانیون و مراجع برای پشتیبانی و مانع‌زدایی مشکلات مردم از نظام مطالبه‌گری نکردند، و تنها برای دعوت مردم به انتخابات و مشروعیت‌بخشی به نظام با مردم سخن گفتند. خاموشی مراجع در برابر مردم و حمایت یک‌طرفه آنها از قدرت نه به صلاح ملت است، و نه به صلاح انقلاب. مراجع که از بدو راه راهنما و دلسوز انقلاب بوده‌اند، اکنون همچون آخوند‌های درباری در مقابل ظلم و بی‌عدالتی‌ها سکوت گزیده و پشت مردم را خالی کرده‌اند.

 

حاشیه‌نشینی مراجع

اعتراضات مردمی که در روزهای اخیر ویدیوهای آن در شبکه‌های اجتماعی دست‌بدست شد و در بسیاری موارد حاوی شعارهای گمراه و ناراحت‌کننده عده‌ای علیه رهبری نیز بود، نتیجه تصمیم مراجع در خالی کردن عرصه مطالبه‌گری و حمایت از مردم است. علما و فضلای دینی که در سده گذشته پشتیبان مردم بودند و در بحران‌هایی چون نهضت تنباکو، قیام ۱۵ خرداد و انقلاب اسلامی به روشنگری و راهنمایی مردم می‌پرداختند، در دهه‌های گذشته پشت مردم را خالی کرده‌اند. متاسفانه نام مراجع تنها زمانی رسانه‌ای می‌شود که آنها از اختلافاتشان در مورد استهلال و اعلام عید فطر سخن می گویند که این امر هم تنها بهانه‌ای به دست معاندان می‌دهد و مرجعیت را بیش از پیش به حاشیه می‌راند. با گذشت زمان، مراجع محوریت خود در نظام و جامعه اسلامی را از دست داده و تنها اذن ورود به مسائلی را پیدا کرده‌اند که هیچ ارتباطی با زندگی واقعی مردم ندارد.

 

سکوت استراتژیک

مراجع که در طی این سال‌ها از دور درد و رنج‌های مردم را دیده‌اند و سیاست سکوت‌شان در برابر گرانی یک‌شبه بنزین به اعتراضات گسترده و خشونت‌های خیابانی و تلفات مردمی ختم شد، این‌بار باید با ادراک ماوقع پشت مردم را خالی نکنند و با مطالبه‌گری برای احقاق حقوق معیشتی و اساسی مردم، تلاش کنند که کار به اعتراض و انزجار نکشد. عباس عبدی، فعال سیاسی-اجتماعی نیز که سکوت مراجع را به عنوان «غیبت از متن جامعه» می‌بیند، اخیراً با انتشار توییتی در فضای مجازی رو به این بزرگان نوشت: «مراجع محترم باید توجه کنند، هنگامی که در این شرایط از متن جامعه غیبت می‌کنند؛ حضور دوباره آنان در شرایط دیگر معنادار و موثر نخواهد بود. اکنون زمان انتخاب است». مراجع و روحانیون که زمانی قدوه و پیشوای جامعه بودند، گویی برای حفظ جایگاه خود، سکوت اختیار کرده‌اند و منتقدین را به سیاه‌نمایی و تکرار روایات دشمنان متهم کرده‌اند که البته این واکنش‌ها، دور از انصاف است و شایسته جایگاه مرجعیت نیست.

 

مسئولیت مراجع و روحانیت مطالبه‌گری جهت بهبود شرایط است

آیت‌الله محمدرضا ناصری، امام جمعه یزد، در هفته‌ای که گذشت با بیان اینکه «دشمنان با تبلیغات سوء بار مسئولیت مشکلات معیشتی را بر گردن روحانیت می‌افکنند و می‌خواهند از این طریق ریشه مذهب را بزنند»، به جای توجه به مضمون انتقادهای مطرح شده علیه روحانیت، با بهانه‌تراشی و انتساب این نقدها به دشمنان، از توجه به صورت مسئله سر باز زد. مضمون انتقادها از سکوت مراجع و روحانیون در باب مشکلات معیشتی هیچگاه به نقش آنها در ایجاد بحران اقتصادی، تحریم‌ها و گرانی‌ها نپرداخته، بلکه نقدها همواره خواستار مطالبه‌گری روحانیت از طرف مردم و مظلومین است. پیشوایان دینی در طی ادوار مختلف همواره به عنوان وجدان جامعه عمل کرده و با بیان حقایق در مقابل دستگاه قدرت به دفاع از مردم پرداخته‌اند؛ امری که در سال‌های گذشته با سکوت استراتژیک مراجع و روحانیت محقق نشد‌ه‌ است. جای تعجبی ندارد که بسیاری از نظرسنجی‌های انجام‌شده از نارضایتی مردم از روحانیت و حمایت یک‌طرفه آنها از دستگاه قدرت و سکوت آنها درباره اجحاف‌های معیشتی به ملت حکایت دارد.

 

سکوت اختیاری است

در سالی که گذشت نمونه این سکوت اختیاری را در مقوله کرونا و مشکلات معیشتی دیدیم. براستی اگر مراجع دینی میانجی بین حکومت اسلامی و امت عمل نکنند و علیه بی‌عدالتی‌ها و سیاست‌های ظالمانه سخن نگویند، چه کسی حق مظلوم را استیفا خواهد کرد؟ در مسائل بین‌المللی جهان اسلام، سکوت مراجع مذهبی در مورد مذاکرات برجامی، رابطه با طالبان و اسارت اویغورها در چین نیز به ضرر مردم تمام شد و نشانگر سیاسی بودن بحث مقاومت و محدود بودن آن به چند نطقه از قبل تعیین شده بود. سایت «مردم و روحانیت» در سال‌های گذشته در پی انجام وظیفه مطالبه‌گری خود با دفاتر مراجع و حوزه‌ها تماس گرفته و خواستار پاسخگویی مراجع و روحانیون بوده و به نشر یادداشت‌ها و نظرسنجی‌هایی در این موارد نیز پرداخته‌است، تا با بازتاب نظرات و دیدگاه‌های مردمی به مراجع و مسئولان امر، قدمی در اصلاح رویه‌ها و بهبود وضعیت معیشت مسلمین بردارد.

 

تعامل برای ترمیم شکاف میان مردم و روحانیت

این یادداشت را با ذکر این موضوع به پایان می‌بریم که در جمع روحانیون، صداهایی هستند که با حضور فعال در فضای مجازی به تعامل با مخاطبین مردمی پرداخته و برخلاف مراجع و دیگر روحانیون، به بازتاب مطالبات مردمی مشغولند. آیا این روحانیون اینستاگرامی و اینترنتی جای مراجع را خواهند گرفت؟ به هر حال نمی‌توان کتمان کرد که فعالیت روحانیونی که در شبکه های اجتماعی محبوبیت دارند، و پرداختن این گروه به چالش‌های روزمره مردم، قدم مهمی در جهت ترمیم شکاف میان روحانیت و مردم است و شایسته است که مراجع هم وارد این کارزار شوند. این صداها که هرکدام به جریان و تشکلی متفاوت متصل‌اند، نمونه بارزی از نیاز جامعه روحانیت به تعامل با مردم و توجه به نیازهای روحانی و معیشتی آنان دارد. اشخاصی چون آقامیری، تبریزیان، پناهیان که جلسه‌های حضوری پرطرفدار و در شبکه‌های اجتماعی مخاطبین میلیونی دارند، با وجود عقاید و ایدئولوژی‌های بحث‌برانگیزشان، بهتر و بیشتر از مراجع تقلید نبض امت را در دست دارند و درد مردم را می‌فهمند. سکوت مراجع در سال‌های اخیر نشان داده که نفوذ دستگاه قدرت و سیاست، آنها را به حاشیه رانده و این پیشوایان دیگر برای مصلحت مردم جهد نمی‌کنند. اگر این عدم‌حمایت‌ها تکرار شود و جهدی برای بهبود مشکلات معیشتی و حل بحران برق، و بازبینی طرح واکسیناسیون کرونا صورت نگیرد، مردم بیش از پیش از نهاد روحانیت و مراجع تقلید رانده خواهند شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *