mardomvarohaniat.com تطهیر طالبان یا توبه گرگ؟

تطهیر طالبان یا توبه گرگ؟

در هفته‌های اخیر در خلاء دولتی قوی و منسجم، ولایات افغانستان یکی پس از دیگری به تصرف طالبان درآمده و در روزهای گذشته با تسخیر کابل، این کشور بار دیگر اسیر ایدئولوژی سلفی گشت. آرمان مردم‌سالاری با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان از دست رفت و خشت اول به اصصلاح «امارت اسلامی» نهاده شد. در این بین، روایات مختلفی در رسانه‌های کشور در حمایت از گروه طالبان دیده می‌شود که این گروه را «جنبش مردمی» می‌خواند و حتی کشتار کنسولگری کشورمان در مزار شریف را هم از کارنامه این گروه تروریستی حذف کرده! این عده با به رسمیت شناختن طالبان، از ایجاد «امارت اسلامی» در این کشور حمایت می‌کنند و عملا از محو آرمان مردم‌سالاری و جمهوریت در ساختار حکومتی افغانستان استقبال می‌کنند. یادداشت این هفته نگاهی است به آینده قدرت در افغانستان و تلاش‌های برخی گروه‌ها در کشور برای شکست روند گفتگوهای صلح و تشکیل حکومت اسلامی به جای دولتی فراگیر و مردمی.

 

از مزار شریف تا مدار مدارا

بیست و یک سال از کشتار کنسولگری ایران در مزار شریف می‌گذرد؛ روزی که گروه تروریستی طالبان با به شهادت رساندن محمود صارمی و هشت دیپلمات کشورمان در کنسولگری ایران در مزار شریف دیپلمات، وحشی‌گری و جنایات این گروه داغ بزرگی بر سینه ملت ما نهاد. رهبری که پیش از این حادثه بارها نسبت به «انحصارطلبی» این گروه هشدار داده و خواستار تشکیل دولتی «فراگیر و قابل قبول» در آن کشور شدند. پس از جنایت طالبان در کنسولگری مزار شریف معظم‌له با توجه به موقعیت سیاسی و امنیتی منطقه، رهبری انتقام‌جویی از گروه سفاک طالبان را به صلاح کشور ندانستند. در دهه‌های پس از آن، معظم‌له همواره در خطبه‌های خود با محکوم کردن جنایات این گروه، از «تحجر و تعصب» طالبان در سیاست، اخلاق و گرایشات دینی آنها انتقاد کردند. لیکن در سال‌های اخیر، انزوای بین‌المللی کشور و مصالح منطقه‌ای باعث شد تا با میزبانی، مدارا و تعامل با گروه طالبان، از آنان به عنوان مهره‌ای در «مقاومت» علیه مستکبرین در افغانستان استفاده شود.

 

با قدرت گرفتن دوباره گروه طالبان در افغانستان، و آغاز خروج نظامیان خارجی از این کشور، بسیاری از سیاسیون و روحانیون، سیاست «تطهیر طالبان» را در پی گرفتند و کوشیدند تا با بازنویسی گذشته طالبان، نگرش افکار عمومی نسبت به این گروه را تغییر دهند. این تلاش‌ها از اشاره به این گروه تروریستی به عنوان یک «جنبش» آغاز شد و با انکار نقش آنها به عنوان عاملین کشتار دیپلمات‌هایمان در مزار شریف، به تحریف تاریخ نیز رسید. حتی کشتار و بمب‌گذاری‌های این گروه و تکرار تجربه جان‌گداز قتل عام شیعیان در ماه‌های اخیر نیز باعث تغییر موضع مداراجویانه این عده نشد و تنها مراجع عظام و تنی چند از روحانیون بودند که با اظهار تأسف نسبت به کشتار شیعیان، نسبت به افزایش حملات طالبان اظهار نگرانی کردند. حال که مستکبرین فرار را بر قرار ترجیح داده‌اند و با بی‌لیاقتی دولتمردان افغان، کنترل ولایات این کشور دگربار دست گروه طالبان افتاده، موضع ما نسبت به این گروه چه خواهد بود؟ آیا باید از  حکومت به اصطلاح «امارت اسلامی» طالبان حمایت کرد یا هنوز امید تحصیل صلح و تشکیل دولتی فراگیر را در دل‌ها زنده نگه داشت؟

 

مولانا عبدالحمید

سیاست ما عین دیانت ما باشد

حامیان گروه طالبان در روزهای اخیر، با طرح ادعای «اصلاح» طالبان، قصد دارند تا روایتی جدید از «تحول» و «نرمش» در رفتار طالبان را ترویج کنند و نسبت به نگرانی‌ها در مورد تکرار فجایع پیشین و حذف مدنیت از حاکمیت در این کشور به مردم افغانستان، منطقه و دیگر کشورها اطمینان‌خاطر بدهند. مولانا عبدالحمید، امام جمعه سنی زاهدان که سرشناس‌ترین چهره در بین حامیان گروه طالبان است، از جمعه گذشته به تبیین این روایت پرداخته و با بیان اینکه «طالبان امروز، طالبان بیست سال قبل نیستند»، مدعی شده که این گروه به وعده «عفو عمومی» مخالفان خود پایبند خواهد بود و موضوعاتی چون حقوق بانوان، حقوق بشر و آزادی‌های اجتماعی در امارت اسلامی طالبان را «قابل‌حل» توصیف کرد. البته مولانا عبدالحمید در این قضیه تنها نیستند بسیاری در داخل و خارج از حاکمیت، همین توجیهات را مطرح می‌کنند. اما با انتشار تدریجی اخبار مربوط به آغاز تخریب اماکن شیعیان در افغانستان، پرسش‌هایی درباره علت تبلیغات و حمایت‌های بی‌دریغ افراد و گروهای ایرانی از طالبان مطرح می‌شود. حامیان طالبان در ایران باید توجه داشته باشند که همکنون هیچ ملتی سر سازگاری با تفکرات سلفی را ندارند و در داخل کشور هم، بسیاری از افراد به علت طرح همین تفکرات تنگ‌نظرانه سلفی، هیچگونه مقبولیتی نزد افکار عمومی ندارند.

 

در این نظرسنجی شرکت‌ کنید:

  • مولانا عبدالحمید: طالبان فعلی مانند طالبان سابق نیستند، بلکه از خودشان ظرفیت نشان داده‌اند. دنبال قتل و کشتار و بی‌رحمی نیستند، بلکه می‌گویند دنبال مبارزه با فساد و اجرای عدالت هستند.

 

  از سوی دیگر، دسته دیگری از حامیان طالبان در دایره‌های دین و سیاست که در سنوات اخیر به دنبال حذف جمهوریت از ساختار سیاسی بوده‌اند، از تشکیل به اصطلاح امارت اسلامی خشنودند. این گونه افراد در تلاشند تا با ترغیب دولت سیزدهم به رسمین شناختن حاکمیت طالبان، به تفکرات ضد مردمی خود مشروعیت دهند. این‌گونه افراد با توجیه حملات اخیر طالبان و تسخیر افغانستان به عنوان حرکتی «مردمی»، قصد ارائه روایتی تحریف شده از واقعیت دارند تا از این طریق بتوانند دیگر واقعیات جامعه ایران را نیز تحریف کنند و پروژه ضد مردمی خود را پیش ببرند.

 

حجت‌الاسلام سیدمهدی خضری

مظهر طالبانیسم تحجر است

حجت‌الاسلام سیدمهدی خضری، امام جمعه موقت قزوین با اذعان به اینکه «طالبان مسلح هست، گروه‌های تندرو دارد، اما داعش و وهابیت و القاعده نیست»، دشمن اصلی منطقه را «استکبار» معرفی می‌کند. طرز تفکرهای این گونه به دو قطبی‌سازی‌های غلط می‌پردازد و دیگر جوانب موضوع پیچیده طالبان را در نظر نمی‌گیرد، آینده مردم و شیعیان افغان را به خطر می‌اندازد و باعث بی‌عملی عمومی در قبال کشتارهای احتمالی شیعیان و یا دیگر اقوام در آن دیار خواهد شد. از یاد نبریم که ریشه‌دار بودن تحجر در مکتب طالبانیسم، که مقام معظم رهبری آن را بالفطره «متحجر» تعریف نموده‌اند، این روایت را ناممکن نشان می‌دهد. نگاهی به تجربه بسیار تلخ مردم افغانستان در دوره پیشین حکومت طالبان، که شیعیان و اقلیت‌های قومی و مذهبی مورد سرکوب، تجاوز و قتل‌عام واقع شدند، نیز عدم صحت این روایت را تأیید می‌کند.

 

حجت‌الاسلام سیدمحمود بنی‌جمالی

این گروهک قابل تطهیر نیست

 حجت‌الاسلام سیدمحمود بنی‌جمالی، امام‌جمعه چادگان، جزو معدود ائمه جمعه‌ای بود که با موضع تطهیر طالبان علناً مخالفت کرد و گفت: «این گروهک قابل تطهیر نیست. ممکن از لحاظ تاکتیک و عملکرد تغییر کرده باشند، اما اصول و مبانی آنان تغییر نکرده و به دنبال اشغال افغانستان و ایجاد حکومت هستند». وی نیز همچون بسیاری از دلسوزان مردم افغانستان و شیعیان این دیار جنگ‌زده، معتقد است که «مشکلات افغانستان هم باید از طریق گفتمان دیپلماتیک حل شود نه از طریق جنگ و تقابل»، و امیدوار است که «از طریق دیپلماتیک سایه جنگ را از سر شیعیان و مردم افغانستان رفع کنیم تا از این وضعیت اسفبار نجات پیدا کنند». دولت فراگیر و منتخب مردمی تنها راه تحقق آرمان مردم‌سالاری است، زیرا اگر «جمهور» با حکومت نباشد، آن حکومت «اسلامی» هم نخواهد بود.

 

آیت‌الله‌العظمی صافی گلپایگانی

حال که نظامیان خارجی تصمیم جدی خود برای خروج از افغانستان را اعلام و عملی نموده‌اند، باید به جای تطهیر طالبان، آنان را به تعامل و مذاکره با دیگر گروه‌ها و قبایل این کشور ترغیب نمود تا زمینه تشکیل دولتی فراگیر هموار شود. این یادداشت را با سخنان آیت‌الله صافی گلپایگانی که تنها مرجع تقلیدی است که در سال‌های اخیر مدام در برابر کشتار شیعیان توسط طالبان روشنگری کرده به پایان می‌بریم. ایشان با درخواست مطالبه‌گری از همه مسلمین و جهانیان یادآور شدند که «اعتماد به‌ طالبان که سابقه شرارت و قتل و آدمکشی آنان بر همه جهانیان روشن است اشتباه بزرگ و غیر قابل جبران است». امید است که تصمیم‌گیرندگان نظام با در نظر گرفتن مصالح اسلام و شیعیان، تسلیم ایده‌های سلفی‌گری طالبان نشده و با کمک به تحقق صلح و تشکیل دولتی مردمی و فراگیر در افغانستان، گره‌ای از مشکلات مردم رنج‌دیده این کشور بگشایند.

 

لطفاً نظرات خود را در قسمت نظرسنجی سایت ارائه کنید. برخی از نتایج این نظرسنجی‌ها را می‌توانید در بخش سنجش‌های آماری، زیر عنوان مردم چه می‌گویند مطالعه کنید. درضمن، ما را در رسانه‌های اجتماعی (تلگرام اینستاگرام، توییتر) نیز دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *