mardomvarohaniat.com حال که شورای نگهبان نیز یک‌دست شده...

حال که شورای نگهبان نیز یک‌دست شده…

استعفای آیت‌الله آملی لاریجانی از شورای نگهبان، که بسیاری از ناظران آن را حذف وی و تکمیل آخرین پازل یک دست شدن قدرت در نظام توصیف کرده‌اند، تبعات ناگواری هم برای این نهاد انقلابی و هم برای کلیت نظام دارد. تصمیمات شورا در رد صلاحیت‌های سئوال‌برانگیز، و موضع‌گیری‌های آن در مورد برخی لوایح در سال‌های اخیر باعث شده که اعتماد عمومی از این نهاد رخت ببندد و اکنون یا یک دست‌تر شدن شورا، بی اعتمادی‌ها بیشتر می‌شود. این نارضایتی‌ها که امید می‌رفت با سخنان رهبری من‌باب ظلم و جفای شورا در سالی که گذشت باعث تغییر رویه‌ها شود و آخرین سخنان رسانه‌ای آیت‌الله لاریجانی نیز تلاشی در تحقق چنین رویایی بود. لیکن در نبود شفافیت، استعفای جناب لاریجانی نشانگر بعیدالوقوع بودن تحول در این نهاد انقلابی است. در هفته‌ای که رهبری نسبت به خدشه‌دار شدن اعتماد عمومی نسبت به نظام سخن گفتند، یادداشت این هفته ایده مردمی شدن شورای نگهبان در گام دوم انقلاب را بررسی و زوایای گوناگون آن را مطالعه خواهد کرد.

 

یک‌دست شدن قدرت به نفع جناح یا مردم؟

در غوغای امروز که برخی از دوستان مدعی‌اند که علت استعفای جناب لاریجانی صرفاً شخصی بوده، هدف اصلی گذار از انتقادهای مطرح شده علیه شورای نگهبان و نپرداختن به اصلاح رویکردها در این نهاد است. در سال‌های اخیر شورا مدام دچار نزاع‌های شخصی و سیاسی بوده که در همه موارد نبود شفافیت و پاسخگویی باعث شده که مسئله مختومه مانده و اشتباهات گذشته دگرباره تکرار شود. عدم‌ رضایت آیت‌الله لاریجانی از عملکرد شورای نگهبان در پروسه ردصلاحیت‌ها، قبل و بعد از انتخابات بر کسی پوشیده نیست و تنها توجیه منطقی علت استعفای وی عدم‌پاسخگویی شورا در مقابل درخواست‌های متعدد علی لاریجانی برای علنی کردن علت ردصلاحیت او و ابهام‌زدایی در کارنامه او بوده است.

 

در سالهای اخیر که در تلاطم بحران‌های سیاسی و اقتصادی، عملکرد نادرست و در مواردی ظالمانه برخی نهادها بدون نظارت ماند و اصلاح نشد، استعفای آیت‌الله آملی لاریجانی از شورای نگهبان بسیار تعجب‌برانگیز بود. این استعفا که عوامل آن بیش از پیامدهای آن از سوی ناظرین سیاسی تحلیل شد، به اعتبار این نهاد بیش از پیش آسیب زد. شورای نگهبان که چند صباحی است روح جمهوریت و حضور همه جبهه‌های سیاسی در انقلاب را محدود کرده است، در مقابل اعتراضات مردمی و مسئولان جوابگو نبوده و حتی به انتقاد رهبری نیز ترتیب اثر نداد. همچون بسیاری دیگر از نهادها، نبود شفافیت در تصمیم‌گیری‌های شورا، به‌خصوص در مورد رد صلاحیت‌های کاندیداها در دو انتخابات گذشته، اعتبار اجتماعی و سابقه این نهاد را در اذهان عمومی خدشه‌دار کرده است.

 

اعتماد عمومی از دست رفته

در چند دهه گذشته، صحنه سیاست ما همچون دیگر کشورها مملو از درگیری‌ها و منازعات جناحی بوده است، لیکن آنچه این منازعات را دردناک و خطرناک‌تر کرده، موفقیت یک جناح در جهت تحکیم قدرت و پیشگیری از ورود رقبای جناح دیگر در صحنه‌ها بود. نتیجه این مهندسی‌ها را در شباهت بی‌بدیل هیئت رئیسه شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری می‌توان دید. این یک‌دست شدن قدرت، علیرغم اینکه در تحقق اهداف سیاسی آن جناح بسیار مؤثر بوده، در صورتی که باعث محدود شدن حضور همه طیف‌های مردمی و سیاسی شده، به صلاح کشور و نظام نبوده و باعث کاهش اعتبار نهادهای نظام در افکار عمومی و عدم‌اعتماد مردم می‌شود. این عدم‌اعتماد در انتخابات ۱۴۰۰ با میزان نگران‌کننده آراء باطله خودنمایی کرد که بسیاری از سیاسیون و روحانیون همچون همیشه آن را به گردن دشمنان انداختند و تنها عده‌ای محدود به درستی آن را تحلیل نمودند و خواستار تغییر و تحول در رویکردهای نهادهای حکومتی، و تغییر رویه‌ها برای دعوت مردم به مشارکت بیشتر در تصمیم‌گیری‌ها شدند.

 

حال که قدرت در قوای سه‌گانه یک‌دست شده، تنها برخی از مسئولان هشیار همچون مقام معظم رهبری و رئیس قوه قضائیه در لزوم توجه به اعتمادسازی عمومی سخن گفته‌اند. دیگر روحانیون نیز با مشاهده اوضاع سیاسی و نابسامان کشور نسبت به خطر عمیق‌تر شدن شکاف بین مردم و مسئولان نظام سخن گفته‌اند. حجت‌الاسلام سیدعلیرضا عبادی با بیان اینکه وقتی از مسئولین سلب‌اعتماد شود، نارضایتی‌ها بیشتر می‌شود. حجت‌الاسلام مجید انصاری نیز با بیان اینکه عملکرد شورای نگهبان «ضربه مهلکی به جمهوریت نظام، اعتماد و امید جامعه بود»، شفاف‌سازی را تنها را ابهام‌زدایی و اعتمادسازی به عملکرد شورا دانست.

 

مجمع مطالبه‌گری و مصلح‌جویی نظام

به نظر می‌رسد که با کناره‌گیری تنها منتقد بانفوذ شورای نگهبان و مأمن‌جویی وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، شاهدیم که یک منتقد دیگر نیز به جمع منتقدان بازنشسته مجمع افزوده شد. در این بین امید است علاوه بر قوای سه‌گانه، در دیگر ارکان نظام، بالاخص شورای نگهبان که تصمیم‌گیری‌های آن به‌طور مستقیم در زندگی اجتماعی و سیاسی مردم نقش دارد، شاهد تغییر و شفاف‌سازی رویکردها باشیم. رابطه مردم و نظام در سال‌های گذشته با بحران‌های اقتصادی و سیاسی لاینحل و سربالایی‌های بسیاری را طی کرده و در این بین بسیاری از تصمیمات غلط و جناحی مسئولان به گردن دشمنان انداخته شده و لذا مسئولان از مسئولیت خود برای پاسخگویی به مردم شانه خالی کردند. مقام معظم رهبری پیشتر با بیان اینکه مسئولیت اعتمادسازی بر عهده خود دستگاه‌ها است، خواستار انسجام مردم و دستگاه‌های مدیریتی کشور شده‌اند. این یادداشت را با سخنی از آیت‌الله آملی لاریجانی به پایان میبریم که گفت: مردم چشم بیدار دارند و خروجی‌ها را می‌بینند، فلذا همواره باید در اصلاح خود و تغییر رویه‌ها با هدف اعتمادسازی هر چه بیشتر اقدام کرد. لزوم شفاف‌سازی و اعتمادسازی در شورای نگهبان نقش مهمی در رابطه مردم و حاکمیت در گام دوم انقلاب و عدم تکرار تجربه مشارکت حداقلی دو انتخابات گذشته و افول مردم‌سالاری است.

 

لطفاً نظرات خود را در قسمت نظرسنجی سایت ارائه کنید. برخی از نتایج این نظرسنجی‌ها را می‌توانید در بخش سنجش‌های آماری، زیر عنوان مردم چه می‌گویند مطالعه کنید. درضمن، ما را در رسانه‌های اجتماعی (تلگرام اینستاگرام، توییتر) نیز دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *