https://mardomvarohaniat.com/

می‌خواستند به شیخ‌الفقها برچسب نفوذی بزنند

واکنش‌ها و حاشیه‌ها درخصوص سخنان آیت‌الله صافی گلپایگانی همچنان ادامه دارد و به نظر می‌رسد که اکنون اجماع نهادهای حاکمیتی بر محکومیت انتقادهایی است که از سوی رجانیوز علیه آن مرجع عالیقدر مطرح شده است. با نگاهی به نوع و زمینه انتقادها می‌توان دید که جریانی در پی این بود که شیخ‌الفقها را نفوذی معرفی کرده و البته این تنها مقدمه‌ای بود برای سرکوب هرنوع اجتهاد سیاسی و مستقل. البته خوشبختانه این ترفند با عکس العمل به موقع و مناسب مراجع تقلید و در پی آن، نهادهای حاکمیتی خنثی روبرو شد و فعلا برنامه ترد و حذف محافلی که از پروژه نفوذ استفاده جناحی می‌کنند خنثی شد. چند تن از مراجع عالیرتبه کشورمان نسبت به انتقادات رجانیوز واکنش نشان دادند، ولی جالب اینجاست که افرادی که تا چندی پیش از پروژه نفوذ در بیت مراجع سخن می‌گفتند، اکنون سکوت اختیار کرده‌اند و برغم ادعای خود مبنی بر لزوم صیانت از جایگاه مرجعیت، سخنی در دفاع آیت‌الله صافی گلپایگانی و لزوم استقلال مرجعیت نگفته‌اند.

 

در میان نهادهای حوزوی شناسنامه‌دار، واکنش جامعه مدرسین حوزهای علمیه در خور توجه بود که در بیانیه‌ای، انتقاد رجانیوز از سخنان آیت‌الله صافی گلپایگانی را غیرمنصفانه دانسته و تاکید کرده که مرور مواضع قاطع و انقلابی آن مرجع معظم این حقیقت را آشکار می‌سازد که ایشان فراتر از اختلافات و نگاه‌های سیاسی جناحی موضع می‌گیرند و با شناخت و بصیرت انقلابی در راستای اهداف انقلاب اسلامی به مسائل جامعه ورود پیدا می‌کنند. جامعه مدرسین حوزه‌های علمیه تاکید کرده که بی‌شک تنزل دادن سخنان آیت‌الله صافی گلپایگانی به پایین‌ترین سطح کنش‌های سیاسی، جفا به اسلام و انقلاب و مرجعیت دینی است. آیت الله علیرضا اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه کشور نیز گفته است:‌ در این روزها، واکنش ناروا و دور از انصاف نسبت به دیدار یکی از قله‌های علمی حوزه‌های علمیه و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته) که سابقه‌ای درخشان و دیرین و پرافتخار در خدمت به اسلام عزیز و حوزه‌های علمیه و نظام اسلامی و مکتب جعفری داشته اند و از باب خیرخواهی و دلسوزی نسبت به وضعیت اقتصادی و فشار‌های کمرشکن به مردم، کارگزاران نظام را به حل مشکلات اقتصادی و راه‌های آن توصیه کرده اند موجب تاسف و تاثر حوزه‌های علمیه می‌باشد.

 

باید توجه داشت که آیت‌الله صافی گلپایگانی در ذیل بحث اقتصادی و مشکلات روز افزون معیشتی مردم به مسئله سیاست خارجی پرداخته بود و در این راستا توصیه فرموده بودند که «باید با تمام کشورهای دنیا با عزّت و اقتدار رابطه داشت و اینکه با بسیاری از کشورها قهر باشیم صحیح نیست و به ضرر مردم عزیزمان است.» ارتباط دادن مشکلات اقتصادی با انزوای سیاسی کشور یک نوع نگاه به مسائل روز ایران است که موافقان و مخالفان خود را دارد. اما تقلیل این تحلیلها به پروژه نفوذ، نشان از ادامه «برنامه جامعه حذف» دارد. در واقع یادداشت مهدی جمشیدی در رجانیوز، پا را فراتر از انتقاد محتوایی سخنان آیت‌الله صافی گلپایگانی گذاشت و علاوه بر اینکه این اظهارات را مصداق «تحلیل سراپا غلط» خوانده، قضاوت معظم‌له را نیز زیر سوال برد و به طور تلویحی ایشان را با آیت الله شریعتمداری و آیت الله منتظری مقایسه کرده است.

 

مهدی جمشیدی در یادداشت رجانیوز به سخنان شهید مطهری اشاره کرده که به احمدآقا گفته بود باید مراقب باشند که بیت حضرت امام (ره) مانند بیت آیت‌الله بروجردی نشود! با این مقدمه،‌ جمشیدی می‌افزاید: «اغلب این‌گونه است که مراجع به دلیل ارتباطات محدود و محیط بسته‌ای که در آن هستند، با واسطه با واقعیّت تماس دارند و این واسطه‌ها، همان اعضای دفتر هستند. در واقع، اعضای دفتر، مهندسان مواضع و طرّاحان ذهن این بزرگان هستند. این وضع، خاص آیت‌الله بروجرودی نبود، بلکه آیت‌الله شریعتمداری و آیت‌الله منتظری نیز دچار این آسیب بودند. برخی دیگر نیز چنین هستند که لازم به نام‌بردن نیست … در عمل مشخص شد که این تحلیل، سراپا غلط است.» جمشیدی در پایان با لحنی کنایه‌آمیز از آیت‌الله صافی گلپایگانی پرسیده است:‌ می‌خواهید به عنوان مرجع تقلید، دوباره مردم را سرگردان «مذاکره» و «برجام» و «غرب» و «تعلیق» و «شرطی‌شدن اقتصاد» و … کنید؟

 

از هر نقد منصفانه‌ای، حتی اگر از شیخ الفقها هم باشد، باید استقبال کرد و در واقع همین بحثها و نقدها است که باعث تضارب افکار و قدرتمند شدن استدلال می‌گردد. در این میان اما باید میان نقد و تخریب تفاوت قائل شد و یادداشت رجانیوز مصداق تخریب بود. نکته تاسف آور اینجاست که اینگونه تخریب‌ها با نوشته مهدی جمشیدی آغاز نشده و اکنون مدتهاست که با طرح بحث پروژه نفوذ، گروهی قصد دارد صدای‌های مخالف را خاموش کنند. برای مثال نگاهی به سری یادداشت های رسانیوز درخصوص پروژه نفوذ می‌توان دید که چگونه این بحث به عنوان ابزاری برای حذف افراد و گروه‌ها استفاده می‌شود. بطور نمونه، حجت‌الاسلام محمد علی لیالی در یادداشتی از بهره برداری جریان نفوذ از شعار استقلال حوزه سخن گفته و مدعی شده که این جریان قصد دارد «استقلال روحانیت را هدف قرار دهد و به بهانه استقلال روحانیت از سیاست و حکومت، سیاست و حکومت را محروم از روحانیت و مرجعیت کند». اکنون اما می‌بینیم که نه تنها سخن سیاسی یک مرجع عالیرتبه، تحلیل سراپا غلط خوانده می‌شود، بلکه انگیزه این تحلیل‌ها هم به تاثیر پذیری از جریان‌های نفوذی در بیت مرجع تقلیل داده میشود.

 

کسانی که از اظهارات آیت الله صافی گلپایگانی خشمگین شده‌اند، در ظاهر از لزوم حضور دین و حوزه در سیاست سخن می‌گویند ولی در عمل خواستار یک مرجعیت غیرسیاسی هستند که یا تنها در مسائل بی‌حاشیه اجتماعی و فرهنگی وارد می‌شود و یا تنها به توجیه نظر یک جناح سیاسی خاص بسنده می‌کند. متاسفانه اکنون سالهاست که اظهارات مراجع اعظام در بیشتر موارد به موضع‌گیری‌های فرهنگی و اجتماعی خلاصه شده و کمتر دیده شده که نظر صریح و انتقادی در حوزه سیاست‌های امنیتی و خارجی و اقتصادی نظام به گونه‌ای مصداقی طرح شود. اکنون که آیت‌الله صافی گلپایگانی یک تحلیل مشخص سیاسی ارائه داده و وارد مصداق سیاستگذاری شده، خشم یک عده معلوم‌الحال برانگیخته شد تا با استفاده از مقدمه چینی‌های چند ماهه اخیر در رابطه با نفوذ در بیت مراجع، بار دیگر پروژه حذف کلید بخورد. .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *