https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/01/جامعه-مدرسین،-حافظ-یا-تحریف‌گر-سنت-حوزه؟.jpg

جامعه مدرسین، حافظ یا تحریف‌گر سنت حوزه؟

به گزارش ایلنا، روزهای ۲۲ و ۲۳ دی ماه ۱۴۰۰، دوازدهمین اجلاسیه جامعه مدرسین و علمای بلاد در قم با حضور جمعی از علمای قم برگزار شد. حجت الاسلام احمد فرخ فال جانشین دبیر اجلاسیه در فرازی از امام راحل منبی بر اینکه حضرت امام مبتکر اولیه ایده این گردهمایی‌های علمای دینی است بر ضرورت اینکه ایشان همیشه می‌خواست «یک روز ابتکار عملی شود که در سال لااقل یک بار تمام علمای ایران در یک جا جمع شوند» بر ضرورت وحدت علما و برکات حاصل این گردهمایی‌ها تاکید کرد. اما این جلسه با سخنرانی حاشیه‌ساز و خبرآفرین آیت‌الله احمد خاتمی از اعضای شورای عالی حوزه علمیه، در باب مبحث پرحاشیه «جدایی دین از سیاست» رنگ و بویی سیاسی به خود گرفت و به بحث‌های حاشیه‌ای متعددی دامن زد که نیاز به بررسی و تشریح بیشتر در این مقال را به دست داد تا نگاهی به صحبت‌های ایشان بیندازیم.


 

https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/01/حجت-الاسلام-احمد-فرخ-فال.jpgپیشتر حجت الاسلام احمد فرخ فال هدف از این اجلاسیه را «رسالت حوزه‌های علمیه در تحقق و دفاع از اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی» معرفی کرده بودند. اگر هدف مفروض از اجلاسیه سالیانه را تحقق و دفاع از اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی در نظر بگیریم، سوال عده‌ای از مخاطبین شاید این باشد که باید دید تاکیدی که احمد خاتمی بر جدایی دین از حوزه سیاست داشتند، چقدر با آرمان‌های اجلاسیه و آرمان امام راحل در این گردهمایی منطبق است؟ اینجا تلاش بر خدشه واردن کردن به ذات گفته‌های ایشان نیست و کاملا واضح است که حاشیه‌ ایجاد شده در پی سخنان ایشان به نوعی نفس ماهیت گردهمایی را مخدوش کرده است. یعنی مراد، حقانیت صحبتهای آقای خاتمی نیست بلکه سوال مهم اتفاقا اینجاست که آیا تاکید و عبارت‌سازی اصل جداناپدیری دین از سیاست مطرح بوده یا جدایی دین از نهاد حکومت. بعد باید تعریف متقنی هم به خواننده ارائه داد که مخاطب دین کیست؟ آیا آیت‌الله خاتمی به همه اهالی حوزه حکم می‌دهد که دین خود را سیاسی-حکومتی کنند و از سنت دیرینه حوزه در ایجاد نوعی تعادل بین امر دینی و سیاسی دوری بجویند؟

 

https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/01/حجت‌الاسلام-خاتمی.jpgبیایید به بخشی از گفته‌های ایشان در باب اصل عدم جدایی دین از سیاست نگاهی بیندازیم تا موضع درست را از لابلای خطوط بیانات ایشان پیدا کنیم. در بخشی از بیانات، حجت‌الاسلام خاتمی با اشاره به گروه فرقان می‌گوید: «اما (فرقان) مطلقا اعتقادی به فقه و حاکمیت اسلامی ندارند و معتقد به اسلام در بعد فردی هستند» این مثال، در نوع خود به حاشیه‌های مورد اشاره در بالا افزوده است. اما چگونه؟ ایشان اتقافا در گفته‌های خود فرقان را ضد اسلام و غیرمسلمان نمی‌خواند بلکه می‌گوید که این گروه به حاکمیت اسلامی باور نداشته و فقط به جنبه شخصی اسلام پایبند است. حال مخاطب ما در این گردهمایی کیست؟ این مخاطب در جایگاه نخست یک مخاطب خاص است که در اینجا جامعه مدرسین و علما در این اجلاس حضور دارند. برداشت اولیه این مخاطب اصلی و خاص که ید طولایی در دین و برخوردار از فهم وسیع‌نگری بر سنت حوزه دارد، با مخاطب عام یا خبرگزاری‌های به اصطلاح خبرآفرین یکی نیست و این دو گروه لزوما برداشت مشابهی از موضوع پرمناقشه «دین و سیاست» ندارند. در اینجا، جامعه مدرسین محیط بر سنت حوزه به درستی به این امر واقفند که دین بخشی از جامعه است و خود جامعه چتر وسیع‌تری است که همه جوانب زندگی از جمله سیاست را هم در زیر سیطره خود دارد. حوزه و سنت حاکم بر آن در مقام مخاطب خاص می‌داند که دین حق دخالت در همه حوزه‌ها از جمله سیاست و زندگی روزمره انسان مسلمان را داراست. ولی این جمله و مثال لزوما به برابرسازی سیاست با حکومت دلالت نمی‌کند و در اینجا محلی از اعراب ندارد و صرفا می‌توان آن را تاکید رسانه‌ای برای خبرسازی باشگاه‌های خبرسازی دانست.

 

آیت الله احمد خاتمی در بخش دیگری از صحبت‌هاhttps://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/01/نقل-قول-اینستا-58.jpgیشان اینگونه می‌گویند: «حوزه علمیه یک نهاد فراسیاسی است اما جدایی حوزه از سیاست یک خطر بزرگی است که باید نسبت به آن هشدار داد.» اگر به دور از اطفار رسانه‌ای به این جمله توجه کنیم، باز مشاهده می‌کنیم که ایشان حوزه را نه سیاسی می‌داند و نه حکومتی بلکه نهادی فراسیاسی. وقتی نهادی فراسیاسی است و به دسته‌بندی سیاسی قائل نیست، لاجرم نمی‌توان آن را حکومتی قلمداد کرد. حتی در جای جای بیانات معظم له هم به امر حکومتی دین با این نگاه که دوستان خبرساز و حاشیه‌آفرین درصدد القای‌ آن هستند اشاره نشده است. مقام معظم رهبری در بیانات خود در سال ۱۳۸۰ با تاکید بر نقش آیت‌اللَّه کاشانی می‌فرمایند: «{ایشان} کسی است که اگر او نبود، نهضت ملی شدن صنعت نفت یقیناً در این کشور به وقوع نمی‌پیوست». در هیچ جا از بیانات ایشان هم نمی‌بینیم که به حکومتی بودن نقش روحانیون به عنوان اصل اشاره شده باشد. امری سیاسی به عبارتی لزوما حکومتی نیست و در ادامه همین بیانات تاکید ایشان بر محوریت عدم جدایی دین از سیاست در میان روحانیون قابل تقلیل به عدم جدایی دین از حکومت نیست و این امر به نوعی سنتی است که شاید در سایر ادیان اهل کتاب نیز از دیرباز رسمی است مقبول و بسیار متداول. مثلا نقش پاپ در مسیحیت حتی فراتر از حوزه دینی مسیحی است و بعد جهانی-سیاسی و فراسیاسی به خود می‌گیرد و نظر پاپ در امور مختلف از جمله فقر، فساد، اخلاق، و سیاست که نمونه اخیر آن اشاره مستقیم به عدالت و پایان مناقشات در قزاقستان، نقش بسیار محوری در نظام جهانی حتی فرامسیحی دارد. و این امر در سنت حوزوی خود ما نیز به لحاظ تاریخی مصداق بارز و ملموسی داشته و دارد.

 

https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/01/نقل-قول-اینستا-59.jpgخلاصه کلام این است که برداشت تاویلی مخاطب و آن هم مخاطب خاص در این مورد هم از لحاظ تاریخی با توجه به سنت حوزه به نظر نوعی حاشیه‌سازی خبری است. حتی به زبان حوزه هم باید پذیرفت که در جمع حوزه ممکن است عبارتی یا مباحثه‌ای مطرح باشد که برداشت ضمنی آن برای مخاطب اصلی (اینجا شرکت‌کنندگان در اجلاسیه در قم) با مخاطب ثانویه (مثلا در سطح اجتماعی) یکسان نباشد. به همین دلیل اتفاقا نمی‌شود به قطعیت گفت که تاکید آقای احمد خاتمی بر این بوده که همه حوزویان خود را در کار سیاست در معنای حکومتی آن دخیل و عامل بداند. این امر نه در سنت حوزه بوده و نه در بیانات امام راحل که حافظ اتحاد حوزویان بوده و نه در بیانات معظم له محلی از اعراب نداشته و ندارد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.