دین و سیاست در لبنان

لبنان کشوری است به وسعت تقریبی ده هزار و پانصد کیلومتر مربع (کمی کوچکتر از استان قم) که در نقطه طلاقی دریای مدیترانه با جهان عرب قرار گرفته است. علاوه بر سبقه تاریخی طولانی هفت هزارساله، لبنان تا سال ۱۹۱۸ میلادی به مدت چهار قرن زیر سلطه عثمانی‌ها قرار داشت و از این نظر چهره سیاسی و دینی این منطقه در قرن بیستم بی‌شک برآمده از همین سابقه تاریخی و رویدادهایی است که در صد سال اخیر رخ داده است. بعد از جنگ جهانی اول بود که فرانسه منطقه باختری مدیترانه‌ را به پنج جز کوچکتر تقسیم کرد که لبنان امروزی و سوریه نیز حاصل همین تقسیم اراضی است. اما آنچه از این میان برآمد لبنانی شد که بالاخره در آخرین روز سال ۱۹۴۶ میلادی به ریاست جمهوری بشاره الخوری استقلال یافت و به جمهوری لبنان امروزی بدل شد- کشوری که دین و سیاست ماهیت درهم‌آمیخته این جمهوری کوچک را شکل داده و آن را تا به امروز به پیش می‌برد.


 

https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/02/روحانیون-مختلف-مسیحی-مسلمان.jpgلبنان کشوری است که تفکر تقریب ادیان آیینه تمام نمای جامعه سیاسی را ترسیم کرده است. تنوع عجیب دینی-‌قومیتی لبنان با حضور اهل تسنن، شیعیان، مارونی‌های کاتولیک، ارتدوکس‌های یونانی، دروزی‌ها،‌ مُلکی‌های کاتولیک، ارامنه گریگوری، شیعه علوی،‌ ارامنه کاتولیک، و پروتستان‌های عرب‌زبان و ارمنی حاکی از تنوع دینی بی‌نظیری است که این کشور را به سرزمینی بی‌همتا تبدیل کرده است. مگر می‌شد چنین تنوع رنگارنگی از ادیان در سرزمین کوچکی چون لبنان در یک جا جمع باشد ولی دین در تار و پود اجتماعی-سیاسی آن دخیل و نهفته نباشد. دست‌کم بین سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۷۵ بعد از تقریبا دو دهه از استقلال، لبنان از یک رفاه نسبی و آرامش برای قوام سیاسی پس از خروج سلطه فرانسه برخوردار بود ولی آنچه از نگاه بسیاری در نهان می‌ماند و در مورد آن قضاوت نادرست و سطحی می‌شود، ظهور پدیده‌ای بود که به یک باره باعث شد این تنوع عجیب و رنگارنگ قومیتی خواستار سهم‌خواهی در قدرت و اداره کشور شود  و کشور در تلاطم برای یافتن ایجاد یک نوع تعادل و توجه به همه قومیت‌ها شد تا اینکه با پایان جنگ داخلی، «همزیستی مسالمت‌آمیز» به عنوان شعار پیمان طائف، نظام ریاستی را به دست صندلی‌های پارلمانی سپرد تا تنوع دینی حاکم بر جامعه تدبیر اداره مملکت را به پیش ببرد. یعنی همه قومیت‌ها و ادیانی که برشمردیم حائز صندلی حاکمیتی شدند و خود را در اداره مملکت سهیم دانستند.

 

https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/02/امین-الجمیل.jpgآنچه در باب دین و سیاست در لبنان حالت مناقشه‌آمیزی به خود گرفت این است که به باور عده‌ای تقسیم سه قوه حکومتی میان سه گروه اصلی دینی، به نوعی حوزه حکومت‌داری را کاملا دینی کرده و مانع از روند دموکراتیزه شدن لبنان شده است. البته صحبت در مورد نظام مردم‌سالاری و تعاریف موجود در حوصله این مجموعه مقالات نمی‌گنجد. فقط در این میان اشاره به دو نکته قابل‌ تامل است. اول، از امین الجمیل، ریس جمهوری پیشین لبنان (که در روند منتهی شدن به موضوع میثاق ملی نقش داشته)، نقل می‌شود که وی تقسیم قدرت میان گروه های اصلی دینی در لبنان را برای حفظ وفاق ملی مهم می دانست و بر این باور بود که این امر یک سنت دیرینه فرهنگی در لبنان است و به نوعی نانوشته‌ای است که توسط همه اجتماعات لبنان مورد پذیرش قرار گرفته است. یعنی آنچه به این پیمان طائف انجامید باید به سرانجام می‌رسید تا موجودیت دینی-ملی در لبنان به ثبوت برسد.

 

https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/02/دین-و-سیاست-در-لبنان.jpgنکته دوم و شاید پایه‌ای‌تر به عنوان ناظر بیرونی آن است که بپرسیم که واقعا چه پیشنهاد بهتری برای آرام گرفتن اوضاع لبنان باید ارائه می‌شد؟ این تنوع دینی-قومیتی چاره‌ای جز این کار را در اختیار سیاست‌مداران و اهالی حکومت نمی‌گذاشت که به نوعی همه‌جانبه‌نگرانه این موضوع را حل و فصل کنند- چه این بر مبنای ائتلاف ۸ مارس باشد و چه جنبش میهنی آزاد ۱۸ مارس. به هرحال باید خاطرنشان کنیم که علی‌رغم تنوع شدید دینی در لبنان، تقسیم قدرت در این کشور عملا باعث شده که نه دین حکومتی نباشد و نه حکومت، دینی.

 

بی‌شک لبنان یک کشور بسیار پیچیده است و سیاست‌های درهم‌تنیده و پرتنشی را به خود دیده است. و شاید ما از خود بپرسیم کشوری که تقریبا هم‌اندازه کوچکترین استان کشور ماست چرا باید اداره آن تا این اندازه دشوار باشد؟ در پاسخ باید  تنوع هویتی را به عنوان عامل اصلی مورد توجه قرار دهیم. انتخاب نظام سیاسی،‌ مثلا انتخاب ریس جمهور مسیحی، نخست‌وزیر اهل تسنن،‌ و سخنگوی پارلمان از اهل تشیع، به نوعی به هویت‌بخشی در انتخابات سیاسی کمک کرده است. هرچند این امر بدان معنی است که هویت به نوعی برخاسته از دین است، ولی به هر حال همین احترام به تنوع هویتی است که به سیاست قومی-دینی و اتحاد ملی انجامیده است. چه بسا این امر شاید خطر فرقه‌‌گرایی افراطی را در در لبنان کاهش داده و در ضمن شرایط را برای آزادی دینی گروه های مختلف مهیا نموده است.

 

https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/02/آزادی-دینی.jpgالبته متاسفانه در نظرسنجی‌های اخیر کاهش چشمگیری در خروج مردم از همه ادیان در لبنان به وضوح به چشم می‌خورد و این امر تا حدی به گفته مطلعین امر ناشی از نزاع‌های بی پایان سیاسی بوده که باعث شده مردم از دین گریزان شوند، زیرا این مشکلات را ناشی از اختلافات دینی و مذهبی می دانند. از همین رو، هر آنچه به عنوان خسران و زیان در جامعه به بار آمده از دریچه گرفتاری‌های حاصل از دین بدان نگریسته شده  و دین به نوعی قربانی سیاسی شده است. از این وجه شاید وضعیت لبنان شباهت هایی به وضعیت ایران داشته باشد زیرا در کشور ما هم مردم دلیل دین‌گریزی خود را بیشتر در ورود دین به حوزه حکومتداری می‌دانند

 

در خاتمه، شاید خالی از لطف نباشد که اشاره کنیم که همیشه در لبنان رهبران دینی یکدیگر را به گفتگو و بحث دعوت کرده‌اند تا در کنار هم، راه‌حلی برای حل و فصل مشکلات مردم پیدا کنند. از آن جمله می‌توان به نشست‌ بین سران حزب‌الله و رهبران مسیحی از فرقه‌های مختلف یاد کرد که تفاهم فرهنگی و دینی، و تقریب مذاهب و ادیان را فراتر از تعاملات حزبی مناسبات حاکمیتی برده است

 

https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/01/تلگرام.png https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/01/اینستاگرام.png https://mardomvarohaniat.com/wp-content/uploads/2022/01/توییتر.png

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.