اسلام در مقابل ملی گرایی – تضاد یا تعامل؟

در حالی که رژیم استبدادی شاه خود را سمبل ایران دوستی و ملی گرایی میدانست و رژیم ستم شاهی همواره به مقابله با احساسات و اعتقادات دینی مردم می پرداخت ، به طبع این انتقاد از رژیم پهلوی میشد که رویه ضد دینی و ایجاد تقابل میان ملی گرایی و مذهب باعث منزوی و مترود شدن حکومت و شاه خواهد شد که همین هم شد و بالاخره با قیام ملت ستم دیده ایران و به رهبری روحانیت که در راس آن امام خمینی (ره) حضور داشتند، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید تا رویکرد و فلسفه جزمی ملی گرایی، جای خود را به جمهوری اسلامی دهد تا با توازن بیشتر، حاکمیتی که ریشه مردمی-اسلامی دارد به عنوان مدلی جدید معرفی شود. اما در طول چند دهه گذشته  فاصله ایجاد شده میان مردم و روحانیت که نتیجه طبیعی حضور روحانیون در مصادر اجرایی بوده، شبهاتی را ایجاد کرده و برای عده ای اسلام و اعتقادات دینی را در تقابل با احساسات وطن دوستی و ملی گرایی قرار داده و باعث ایجاد شکاف در جامعه شده. این در حالیست که بسیاری از کارشناسان و علمای دینی تضادی در همزیستی این دو نمی بینند.

قبل از هر بحثی البته جا دارد درک درستی از عبارت ملی گرای داشته باشیم. ملی گرایی و یا ناسیونالیسم به تعبیر عربی «الوطنیه» یعنی میهن دوستی و یا حب الوطن یا دوستی فامیل و خویشان و خانواده، نه تنها در اسلام مذموم نیست، بلکه مورد سفارش نیز واقع شده اما در کشورهای غربی بعضا برداشت اشتباهی از این عبارت شده که در واقع ناشی از ربط دادن ملی گرایی به کلمه  «القومیه» است که در عربی به معنی گرایش شدید به نژادپرستی است. این همان برداشتی از واژه ملی گرایی است که اسلام با آن در تضاد است. در همین راستا بسیاری از کارشناسان دینی و جامعه شناسان اعتقاد دارند که اسلام نه تنها ملت ها و ملی گرایی را نفی نمی کند، بلکه پذیرای چنین گرایش هایی نیز می تواند باشد. 

در سالهای گذشته تحقیقات استاد شـهید آیت الله مطهـری در کتـاب «خـدمات متقابـل اسـلام و ایـران» چراغ راه آشتی میان وطن دوستی و دینداری بود. در سال های اخیر هم محققینی همچون غلامرضا بهروزلک، استادیار علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام و دکتر حجت الله ابراهیمیان، استادیار حقوق عمومی هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، به این حوزه وارد شده اند و بحث های مفیدی در این زمینه مطرح شده است. در  بسیاری از این تحقیقات پرسش مطرح شده این است که آیا دینداری و ملی گرایی بـه عنـوان دو قطب مخالف یکدیگر بوده و یا قابل جمع می باشند؟ و برای دوری از افراط هایی که در دولت های غرب زده می بینیم و یا تفریط هایی که در اشکال انحرافی همچون داعش مشاهده می کنیم چه باید کرد؟

پاسخی که قاطبه اندیشمندان در این حوزه می دهند این است که اسلام زمانی با ملی گرایی مواجهـه مـی یابـد کـه این احساسات و گرایش ها با احساسات منفی نژاد پرستی همراه گردد.  دین اسلام، پیام آور صلاح و رستگاری برای همه ابناء بشر است از همین رو در تقابل جدی با نژاد پرستی است. در مقابل پذیرش مرز های سیاسی که تعریف کننده کشورها و هویت های ملی است هیچ سنخیتی با نژادپرستی ندارد و از همین در تقابل با دین داری قرار نمی گیرد. یکی از اهداف امام راحل از براندازی رژیم ستم شاهی این بود که ایران در سایه اسلام و حب اهل بیت، در تمام عرصه ها پیشرفت کرده و الگویی برای دیگر کشورهای اسلامی باشد. در این معادله،‌ هم اسلام و هم ملیت مدنظر قرار گرفته بود، چنانکه حضرت امام (ره) همیشه در حفظ ارزش های اسلامی در کنار دفاع از منافع و امنیت ملی پافشاری می فرمود

در ضمن باید به وجوه تاریخی مسئله نیز توجه داشت. با وارد شدن به دوران مدرن، خواسته و ناخواسته هویت ملی نقش بیشتری در سرنوشت اقوام و گروه ها بازی کرده و مرزهای جغرافیایی در کنار اعتقادات و فرهنگ ها، هویت ملت ها را شکل داده. به نظر می رسد که ما حتی اگر اینترناسیونالیسم هم باشیم چاره ای جز پذیرش این واقعیت نداریم. از همین روست که در جهانی که ملل مختلف خود را بر اساس مرزهای سیاسی تعریف می کنند ما باید با واقعگرایی، به تعامل ظریفی میان ملیت و دین دست یابیم. در همین راستاست که یکی از ملزومات اتحاد و صلح در جهان اسلام، رسیدن به اتحاد و صلح ملی است.

یک نظر

  1. با توجه به این بحث پس آیا از دید نظام حکومتی ما یک ایرانی سنی ارزش و مقامش بالاتر از یک شیعه عراقیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.