mardomvarohaniat.com شکاف میان مردم و روحانیت

مردم و روحانیت، شکاف های حرفه ای یا طبقاتی؟

»طلبه باید تلاش کند با مردم فاصله نداشته باشد. گاهی مواردی پیش می‌آید که خواسته ما با خواسته مردم متفاوت است ما باید در کنار مردم قرار بگیریم چرا که با همین مردم می خواهیم دین خدا را اجرا کنیم». این قسمتی از سخنان آیت الله شبیری زنجانی در دیدارشان با حجت‌الاسلام و المسلمین اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه کشور، بود. سوال اولی که طرح می شود این است که آیا این گذاره که «محبوبیت روحانیون در میان مردم کاهش یافته؟ » اصولا صحت دارد یا نه؟ اگر مبنا را اولین دهه انقلاب قرار دهیم، شاید جواب این سوال درست باشد، ولی سوال اینجاست که این کاهش محبوبیت در چه زمینه  هایی و تا چه میزانی بوده؟

در سالهای گذشته بسیاری از روحانیون و نهادهای دینی در تلاش بوده اند تا با بررسی دلایل احتمالی کاهش محبوبیت روحانیون در جامعه، بتوانند با اتکا به روحانیون بانفو‌ذ حوزه علمیه و طلاب جوان به بهبود رابطه میان مردم و روحانیون کمک کنند. در حالی که ما نیز در سایت مردم و روحانیت همواره تلاش بر کاهش شکاف میان مردم و جامعه روحانیون کرده ایم، این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که متاسفانه کمتر نتهادی توفیق برخورد اصولی با این چالش را داشته و متاسفانه تحلیل های ارائه شده از لحاظ نظری اقناع کننده نبوده.

برخی معتقدند یکی از عوامل ایجاد فاصله میان مردم و روحانیت، درگیری قلیلی از روحانیون در سیاست است. حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی،‌ یکی از هفت مرجعی بودند که پس از درگذشت محمد علی اراکی از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم معرفی شدند،‌ نظر خود را در این مورد چنین بیان میکنند که ورود طلاب به فعالیت‌های سیاسی یکی از عوامل مهم کم شدن محبوبیت روحانیون است و بسیاری از این افراد تخصص لازم را ندارند. ایشان همچنین اضافه کردند که جدای از اینکه برخی رفتارهای روحانیون و طلاب احترام آنها را پایین می‌آورد،‌ نوع طلبه‌ها محبوبیت سابق را ندارند. در گذشته این صنف محبوب و مورد احترام بود، اکنون ممکن است شخصی به خاطر رفتارش در جایی مورد احترام باشد اما این موضوع درباره نوع طلبه ها نیست»‌.

ضمن احترام به نظرات حضرت آیت الله شبیری زنجانی، باید گفت که درصد ناچیزی از روحانیون در فعالیت های سیاسی شرکت دارند. هرچند حضور این اقلیت در سیاست پررنگ است ولی آیا می توان خشم مردم نسبت به مشکلات سیاسی کشور را به عدم محبوبیت کل جامعه تعمیم داد؟ جواب به این سوال ساده نیست ولی اگر چنین تعمیمی وجود داشته باشد، باید روحانیونی که به کارهای فرهنگی و اعتقادی مشغولند نقش خود را پررنگ کرده و چهره جدیدی از کلیت جامعه روحانیت عرضه کنند.

برخی دیگر از صاحب نظران، خروج روحانیون از حیطه تخصصی خود را عامل کاهش محبوبیت می دانند. در همین ارتباط دکتر محمد حیدرپور، جامعه شناس و استاد دانشگاه، چند پیش در مصاحبه ای با شفقنا نیوز صحبت های قابل توجهی داشتند. ایشان در بخشی از صحبتهای خود گفتند روحانیتی که پس از انقلاب گروه مرجع بود، اکنون از جایگاه اجتماعی کمتری برخوردار است، این واقعیت تلخ در بدنه جامعه مشهود است؛ اگر به حرکت های آشکار نظیر حمله کور به روحانیت بدون شناخت با نگاهی جامعه شناسی نگاه کنیم، بسیاری از حرف ها را بیان می کند. ایشان ادادمه دادند: «تخصص روحانیت در مسایل دینی است، البته من مخالف اظهارنظر روحانیت در حوزه سیاست نیستم، همه به عنوان شهروند می توانند اظهارنظر داشته باشند، ولی مساله اختصاصی و انحصاری دانستن حوزه های مختلف به خود است. اگر منِ جامعه شناس در مورد آیات قرآن یا مسایل حوزه دینی حرفی بزنم، قطعاً نهاد روحانیت به من ایراد می گیرد و می گوید تو جامعه شناسی و در مسایل تخصصی دینی و قرآنی صاحب نظر نیستی، اما پس چطور یک روحانی که متخصص دین هست، می تواند در همه جایگاه ها و امور اظهار نظر داشته باشد»‌. در همین جا میتوان به یکی از دلایل اصلی کاهش محبوبیت روحانیون در جامعه پی برد و آن اظهارنظر روحانیون در مورد مسائل مختلف و گوناگون خارج از حیطه کارشناسی آنها است.

تحلیل فوق هم خالی از اشکال نیست. واقعیت این است که حیطه سیاست، مختص به یک قشر نیست و روحانیون هم می توانند در این عرصه فعالیت داشته باشند. اما شاید نگاه منفی برخی به فعالیت های سیاسی روحانیون ناشی از این اشتباه باشد که مردم بر این گمانند که فرد روحانی از فرصت های بیشتری برای شرکت در عرصه سیاسی برخوردار باشد. در ضمن متاسفانه وجود نهادهایی همچون دادگاه ویژه روحانیت این تصور را در ذهن عموم ایجاد کرده که روحانیون طبقه ای جا از مردم عادی هستند. قطعا این چیزی نیست که روحانیت مبارزه در پی آن بوده و یا اینگونه فکر کند و از همین باید یک فکر اصولی برای رفع این برداشت ها کرد.

از دیگر دلایل ایجاد فاصله میان مردم ور روحانیت، شاید نحوه برخورد ها و سخنان برخی از روحانیون نیز بوده باشد که البته هر چقدر تعداد آنها زیاد نباشد، اما هر روحانی که بالای منبری در مسجدی و یا محفلی دیگر میرود، به نوعی به عنوان نماینده دین و جامعه روحانیون دیده و قضاوت میشود و این مسئولیت بزرگی را بدوش کل روحانیون می گذارد. دکتر حیدرپور در بخشی دیگر از سخنانشان دقیقا به همین نکته اشاره میکنند و میگویند‌: «برخی از شیوه های سخنرانی و اظهارنظرهایی که روحانیت در رسانه های عمومی بیان می کنند، شأن و جایگاه آنان را پایین می آورد، در این میان اولین کسانی که باید با این دسته از افراد مقابله کنند، نهاد روحانیت است، نهاد روحانیت باید سخنان این افراد را نقد کنند و به آنان تذکر دهند چرا که بیان برخی از اظهارنظرها از سوی بعضی از روحانیت نشان دهنده نفوذ خرافات در این نهاد است»

به هر ترتیب همانطور که امام خمینی (ره) اشاره داشتند، «روحانى اگر درست شد همه چیز درست مى‌شود و اگر خداى نخواسته- فاسد شد، فَسَدَ الْعالَمُ، این مسأله، واقعیتى است»‌. حضرت امام (ره) بارها به روحانیون جوان و طلاب هشدار دادند که نگذارید مردم با شما احساس غریبگی کنند که اگر چنین شود، اعتماد مردم به نظام از بین خواهد رفت. در این مقطع و با در نظر گرفتن چالش های سیاسی-اجتماعی-اقتصادی کشور و نقش مهم روحانیون در جامعه، باید تمام تلاش های لازم برای نزدیک شدن دوباره روحانیون به مردم انجام گیرد تا باز هم مانند سالهای قبل از پیروزی انقلاب و سالهای آغازین انقلاب مردم با روحانیون احساس نزدیکی کنند

مقالات مربوط:

جوانگرایی و روحانیت

نگاهی به نشانه های اشرافیگری و تجمل گرایی میان روحانیون

بررسی دلایل خشونت علیه روحانیون در سالهای اخیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.