معروف و منکر غرب

معروف و منکر غرب

بحث تقابل با غرب در ایران، از دیر زمان، معمولاً از میان سه طیف کاملاً مختلف نشأت میگرفت و در بین ملیون، مذهبیون و مارکسیست ها بحث شناخت و مقابله با غرب پر رنگتر بوده است. یکی از معدود نقاط مشترک موجود بین این سه طیف (ملیون، مذهبیون و مارکسیست ها) غرب ستیزیشان بود و آنها هیچ سنخیت چندانی با هم نداشتند.

مارکسیست- لنینیست ها (چپی ها) اعتقاد دارند که جهان غرب، یا به عبارتی دیگر،‌«نظام سرمایه داری» فقط بدنبال پر کردن جیب سرمایه داران است و برایش هیچ چیز مهمتر از «دسترسی به مواد خام برای تولیدات»، «دسترسی به نیروی کاری ارزان قیمت» و نهایتاً «بازار مصرف کننده»‌ نیست. بسیاری از شهروندان چپی، و حتی ملی گرای مقیم کشورهای در حال توسعه، که خود نیز گریبانگیر استعمار جهان غرب شده بودند نیز به آسیاب غرب ستیزی که در ایران در جریان بود نیز آب میریختند.

در این میان، مذهبیونی چون سید جمال الدین اسد آبادی، یک گفتمان جدید را به میان آوردند که پاسخگوی برتری غرب بر اسلام و امت مسلمان بود. سید جمال الدین اسد آبادی مدعی بود که این فقط جهان غرب نیست که در پیشرفت علم و صنعت مطرح است. او علما را تشویق و ترغیب میکرد که به امت مسلمان بقبولانند که آنها نیز علم و صنعت را بپذیرند و در پیشبرد علوم کوشا باشند چراکه بعقیده سید جمال الدین، فلسفه و مذهب اسلام میتواند بهترین راهنما و هادی برای «وسیله» هایی مثل علم و صنعت برای دستیابی به «اهداف عرفانی» بشر باشد. این گفتمان یکی از پاسخ های اصلی جهان اسلام به جهان غرب، در طی صده پیش بوده است.

نواهای غرب ستیزی و مبارزه و مقابله با سلطه غرب در طول تاریخ معاصر بوضوح بگوش میرسیده اند. حکم تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی، نهضت ملی‌شدن نفت برهبری دکتر مصدق، و نگرش نوین دکتر علی شریعتی به تاریخ و جامعه‌شناسی اسلام از جمله مباحث تاریخ معاصر ایران بوده اند که مجموعه ای از تاثیر ملیون، مذهبیون و مارکسیست ها بر روی جامعه ایران بوده است. در این میان با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، گفتمان جدیدی شکل گرفت که ضمن ریشه داشتن در گفتمان های پیشین و نیز سنن غنی تشیع، راه جدیدی را برای تعریف هویت دینی و ملی و رویارویی با غرب طرح کرد.

شاید بتوان گفت که با شکل گیری گفتمان جدید انقلاب اسلامی، چالش هایی که پیش از آن در رابطه با قاعده «نفی سبیل» پیش می آمد تا حدی برطرف شد. بر اساس این قاعده که بحث اختلاف و برتری بین مسلمانان و غیر مسلمانان را مطرح میکند،‌ میبینیم که این موضوع که یکی از قواعد فقهی است که در ابواب مختلف، اعم از عبادات و معاملات، مستند حکم قرار گرفته و احکامی از آن به دست آمده که در ارتباط جوامع اسلامی با ملت‌های دیگر که بیرون از سیطره دولت اسلامی بسر می‌برند، تأثیرگذار بوده است. در ارتباط میان امت اسلامی و ملل غیر مسلمان قاعده یاد شده ایجاب می‌کند که همواره مسلمانان دست بالا را داشته باشند به هیچ وجه تعهد یا داوری و به طور کل تعاملی را نپذیرند که موجب تسلط غیر مسلمانان بر ایشان یا منجرّ به تساوی آنان با کافران گردد. آیه «… وَ لَنْ یَجْعَلَ اللهُ لِلْکٰافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (و خدا هرگز هیچ راه سلطه‌اى به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است) مستند فقیهان در قاعده ‌«نفى سبیل» است.

با نگاهی به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب می توان دید که یک نوع همگرایی میان تاکید بر هویت دینی و ملی و ایستادگی در برابر جهان غرب پیش آمده. کلیت بیانات آیت الله خامنه ای حاکی از اینست که ایرانیان باید بدانند که «ارزشهای مادی» غرب بالاخره جامعه غرب را به اضمحلال منتهی خواهد کرد و این «ارزشهای معنوی» مسلمانان است که آنها را به سوی عزت و رستگاری خواهد برد. ولی در همین حال میتوان از پیشرفت های علمی و صنعتی غرب استقبال کرد و از نکات مثبت آنها درس گرفت. در مقابل تاکید بر سنت دینی و نفی عادات مصرفی، رفتار خودپسندانه و فساد اخلاقی غرب واجب است.

برخی به رویکرد حضرت آقا در زمان برجام و بحث «نرمش قهرمانانه» خرده گرفته بودند. ولی این منتقدان توجهی به پایه های نظری این بحث نداشتند در واقع موضوع اولویت حفظ هویت همراه با ابراز حسن نیت و ایجاد شرایط برای تعامل را نادیده می گرفتند. این رویکرد سیاسی در واقع ناشی از یک نگاه جامع به فرهنگ است که ضمن حفظ هویت، شرایط را برای تعامل فراهم می سازد. این موضوعی است که جامعه روحانیت باید با بحث های عمیق تاریخی و فلسفی به آن بپردازد و بحث های انتزاعی را با شرایط زمان تطبیق دهد. هدف نهایی ما (مردم و روحانیت)  باید حفظ هویت دینی و در ضمن ایجاد شرایطی برای صلح و زندگی مسالمت آمیز با تمدن های مخالف باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.