آیا باید از جریان نظام گریز در حوزه نگران بود؟

آیا باید از جریان نظام گریز در حوزه نگران بود؟

انقلاب اسلامی که با رهبری امام خمینی (ره) و ایثارگری های مردم همیشه در صحنه کشورمان به پیروزی رسید، همیشه دو عنصر روحانیت و مردم را در کنار هم داشته و تعامل این دو عنصر به اعتلاء و پویایی آرمان های امام راحل انجامیده. طی چهل سال گذشته، جامعه روحانیت نیز همچون دیگر اقشار جامعه تحولات خود را داشته و از همین رو جریانهای جدیدی در حوزه شکل گرفته است. در حالی که حوزه ها موتور فکری انقلاب و حرکت های انقلابی بوده اند،‌ در سال های اخیر زمزمه هایی به گوش می رسد که چه بسا بخشی هایی از حوزه های ما دیگر انقلابی نیستند.

در مورد سیاسی بودن و یا غیر سیاسی بودن حوزه، علی اشرف فتحی، از مدرسین حوزه علمیه قم، یادآور شده که به نظر می‌رسد چالش‌های سیاسی معطوف به حوزه و مرجعیت با یک شیفت پارادایمی (یا تغییر تاکتیکی) از جدال بر سر «استقلال حوزه» به «غیر سیاسی کردن حوزه» ارتقا پیدا کرده و چند ماهی است که موضع‌گیری‌ها بر سر حوزه سیاسی یا غیر سیاسی افزایش محسوسی یافته است…اما واقعیت این است که اینگونه جدال ها دلیل آن نیست که برخی از روحانیون مورد ذکر، مخالف نظام هستند و یا متعقد به جدایی کامل دین از سیاست می باشند، بلکه در بسیاری از موارد، اختلاف بر سر راه کارها است و بسیار از طلا بی که به علت غیرسیاسی بودن به حاشیه کشیده شده اند،‌ در واقع نیتی جز خدمت به نظام و مردم و آرمان های امام راحل نداشته اند.

در این خصوص افکار و گفته شنودهای متفاوتی مطرح شده که از آن جمله میتوان به اظهارات حجت الاسلام سید صمصام الدین قوامی یاد کرد. ایشان با اشاره به سه جریان «نظام پذیر»، «نظام گریز» و «نظام ستیز» در حوزه گفته بودند  که جریان نظام گریز، یک جریان مصلحت‌اندیش و محافظه‌کارند که اعتقاد راسخ به استقلال حوزه از نظام‌ دارند تا اگر نظام دچار تغییر و تحول شد، حوزه سر جای خود باقی باشد. اخیراً هم برخی درباره چیستی نظام، مطالبی را بیان کرده‌اند…

در واقع جریانی که حجت الاسلام صمصامی از آن به جریان نظام گریز یاد می کند در میانه دو جریان «نظام پذیر» و «نظام ستیز» قرار دارد. به گفته حجت الاسلام قوامی نظام‌پذیرها مانند آقایان اراکی، عراقی، اعرافی و بوشهری طرفدار نظام هستند و می‌گویند حوزه باید حوزه سلف باشد و مرجعیت حوزه باید همان‌طور رشد کند و بیرون بیاید.» در مقابل جریان نظام‌ستیز که به تشیع انگلیسی هم معروف شده، می گویند این نظام برای اسلام و تشیع مفید نیست و اگر نباشد بهتر است…در مقابل، جریان دوم بیشتر سلوکی سنتی در حوزه را می پسندد و بیشتر در فکر حیات و بقای حوزه هاست. این جریان بدون ضدیت با اسلام سیاسی، از مشارکت فعال در آن خودداری می کند. حجت الاسلام قوامی گفته که استکبار حامی جریان نظام ستیز است ولی نسبت به جریان دوم سکوت می کند…ولی باید توجه داشت که تعلق یک طلبه به جریان نظام گریز، یک تعلق مذهبی و مبرا از جاه طلبی های سیاسی است. در شرایط کنونی، به طور نسبی امکانات شغلی بهتری برای طلابی که وارد سیاست می شوند مهیاست، از همین رو طلبه ای که به جریان نظام گریز ارادت پیدا می کند، این ارادت ناشی از یک نوع تعلق صرفا فکری و معنوی و کلامی به جریان غیر سیاسی است. باید به دور از حب و بغض، ریشه های کلامی و جامعه شناختی این ارادت مورد بررسی قرار گیرد تا از حاشیه راندن ها و ترد کردن های بی مورد جلوگیری شود.

در مقابل و برخلاف جریان دوم، درک و مقابله با انگیزه های جریان نظام ستیز چندان دشوار نیست. افراد این گروه همواره گوشه چشمی به قدرت داشته اند و در جهت مخالف رهنمون های بنیان گذار جمهوری اسلامی حرکت کرده اند. آیت الله صادق شیرازی هم به جدایی دین از سیاست اعتقاد ندارند و شاید به همین علت، به یکی از منتقدین شدید نظام مقدس ما تبدیل شده اند. حجت الاسلام قوامی درباره رویکرد این جریان می گوید:  «افراد حاضر در این جریان، برای مخالفت با انقلاب تغذیه و تربیت می‌شوند و ادعا می‌کنند که انقلاب سبب تضعیف اعتقاد مردم شده و به سبب آن ارزش‌های روحانیت کاسته شده است. دشمن هم کاملا حامی، هادی و پشتیبان این جریان است. امکاناتی دارند و می‌توانند خود را تقویت کنند. بنابراین فقهشان به‌گونه‌ای است که هرچه نظام به طرفش می‌رود این‌ها ضدش می‌روند و طلبه‌هایشان هم این‌گونه در مدرسه‌ها تربیت می‌شوند.»

باید توجه داشته باشم که در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری ما به وحدت نیاز داریم و در این راستا باید فاصله دو جریان نظام پذیر و نظام گریز را کاهش داد. مقام معظم رهبری فرموده اند که : «ما مسلمانها خیلی از هم دور شدیم؛ سیاستها در این زمینه، تلاش متأسّفانه موفّقی انجام دادند که مسلمانها را، دلهای گروه‌های مُسلم را از یکدیگر جدا کنند. امروز، هم در بین اهل سنّت، هم در بین شیعه، دستهایی در کار است برای اینکه اینها را از هم جدا کند.» با توجه به این رهنمون ها، ما باید اختلافات را به حداقل برسانیم. البته معانده جریان نظام ستیز بحث دیگری است ولی برخوردهای تکفیری که با جریان نظام گریز می شود باید تعدیل گردد و از حاشیه کشاندن این گروه خودداری شود. باید توجه داشت که این افراد دشمنی با نظام ندارند. برای مثال بخشی از این جریان به‌شدت سنتی است تا حدی که با ایجاد تحول در درسی که سالها مربوط به رسائل و کفایه و مکاسب بوده مخالفت است، ولی به هر حال باید توجه داشت که این مخالفت ها از سر معانده نیست و چه بسا در برخی از موارد دلایل منطقی پشت حرف ها وجود داشته باشد.

باید توجه داشت که حتی بزرگانی همچون آیت‎ الله وحید خراسانی رسما اعلام فرموده اند که سیاستمدار نیستند.  در این مورد آیت الله سید محمدجواد علوی بروجردی در ابراز داشت: «حضرت آیت‌الله العظمی حسین وحید خراسانی روحی فداه،…دارند و ایشان وقتی مسئله دین، و بخصوص اعتقادات، ولایت مطرح شود، بسیار جدی و انعطاف ناپذیرند. اما ایشان، مثل همه مراجع، نسبت به انقلاب و نظام نقش پدری دارند و حوزه خودش را در قبال انقلاب مسئول می‌داند. اما این پدری و حمایت به روش‌های مختلف صورت می‌گیرد و روش حضرت آیت الله وحید هم این‌طور است. لذا این کسانی که سعی می‌کنند این شخصیت‌ها را از نظام جدا کنند و مقابل نظام قرار دهند، کارشان خدمت نیست و به خود نظام ضربه می‌زنند.»

یکی دیگر بزرگانی که برخی به عنوان یک مرجع نظام گریز از ایشان یاد کرده اند، آیت الله شبیری زنجانی است. ولی همانطور که آیت الله محمد قائینی یادآور شده، آیت ­الله شبیری گاهی مصلحت نمی دانند که به برخی مسائل مانند دیگر افراد ورود پیدا کنند که این امر ناشی از دقت ایشان است که گاهی مصلحت نمی­دانند که مانند دیگر افراد، به برخی مسائل وارد شوند که همین مصلحت اندیشی، ناشی از تشخیص فقهی معظم له است. در این رابطه می توان به اظهارات آیت‌الله‌ شبیری زنجانی در دیدار با رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد اشاره کرد و فرمودند: «این‌که مساجد، زیاد سیاسی بشوند هم به ضرر حکومت است و هم باعث تضعیف دین می‌شود …برخی از آقایان فکر می‌کنند اگر زیاد وارد مباحث سیاسی شوند، بهتر می‌توانند جایگاه روحانیت و یا پایگاه مسجد را حفظ کنند؛ در صورتی که ما معتقدیم زیاد سیاسی شدن و بروز برخی اختلاف نظرات که اجتناب‌ناپذیر است، برای جایگاه روحانیت و مسجد مشکل ایجاد می‌کند و موجب تضعیف دینداری می‌شود. کسانی که در زمینه سیاست تخصصی ندارند بهتر است از زیاد وارد شدن در مسائل سیاست، پرهیز کنند».

بحث و مناظره همواره از عوامل اصلی پویایی حوزه های شیعه بوده. حضرت امام (ره) خود در تقابل با بسیاری از جریان های حاکم بر حوزه زمانشان بودند و هرچند از سوی برخی از گروه ها نیز تردید شدند ولی نهایتا افکار و آرمان های خود را در همان بستر حوزه پیش بردند. این رویکرد در خصوص بسیاری از دیگر بزرگان نیز صادق است. در شرایط کنونی هم ما باید به دنبال ایجاد وحدتی در کثرت حوزه باشیم و از این کثرت نهراسیم و با دوری کردن از بکارگیری القابی همچون نظام گریز، از انزوای جریان های خودی جلوگیری کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.