مجادلات سیاسی را با مباحثات طلبگی خلط نکنیم

مجادلات سیاسی را با مباحثات طلبگی خلط نکنیم

 در روزهای اخیر جدال کلامی آیت الله یزدی و آیت الله آملی لاریجانی باعث خبرها و حاشیه های زیادی شد که متاسفانه از دیدگاه یک ناظر بیرونی بسیار تجعب آور و خلاف انتظار بود. واقعیت این است که اظهارات آیت الله یزدی در دیدار مسئول و معاونین مرکز بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه قرار بود خصوصی باقی بماند و اگر بی تدبیری مرکز بسیج اساتید و نخبگان حوزه نبود و این سخنان منشتر نمی شود شاید شاهد نامه آیت الله آملی لاریجانی هم نمی بودیم. ولی به هر حال اکنون نمی توان آب رفته را به آسیاب بازگرداند و باید دید که واکنش روحانیت و اهل نظر در این خصوص چگونه باید باشد. در این راستا ذکر چند نکته خالی از فایده نیست.

یک. همانطور که آیت الله العظمی مکارم شیرازی فرمودند : تجربه نشان داده که این گونه درگیری ها هرگز نتیجه ای جز روشن شدن آتش فتنه و اختلاف در میان مردم ندارد. به همین علت لازم است همگی حفظ آبروی روحانیت و نظام را در اولویت قرار دهیم.

دو. دکتر کدخدایی، سخنگویی شورای نگهبان با عادی خواندن مشاجره آیات یزدی و آملی لاریجانی گفته اند درهرجمعی ازجمله شورای نگهبان، دعوای طلبگی طبیعی است و گاهی صداها بلند می شود ولی دوستی ها پابرجاست. جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه هم تاکید کرده اند سزاوار نیست مباحثات طلبگی بزرگوارانی همچون آیات یزدی و آملی لاریجانی به عرصه جامعه کشیده شود، چراکه همانگونه که شاهد هستیم عواقب آن دامن‌گیر اسلام، روحانیت، انقلاب و نظام خواهد شد.

هرچند در نامه آیت الله آملی لاریجانی انتقادات تندی را از مکتوبات آیت الله یزدی ذیل «کتاب القضاء» مرحوم سید صاحب عروه نموده اند، ولی باید پذیرفت که جدال کلامی دو بزرگوار بیشتر جنبه شخصی و یا سیاسی دارد و نه از لحاظ صورت و نه از لحاظ محتوی سنخیتی با مباحثات طلبگی ندارد. نسبت دادن این مشاجرات به بحث ها و دعواهای طلبگی، ظلم بزرگی در حق طلاب و وهن حوزه و روحانیت است.

سه. آیت الله آملی لاریجانی فرموده اند خزانه الاسرار اتهامات مجموعه ای از معاونان، قائم مقامان و آقازاده های مسئولان و شخصیت ها هستند. آیا شایسته است که چنین اتهام زنی های کلی که عملا ارکان نظام را هدف قرار می دهد از سوی شخصی عنوان شود که تا چند ماه پیش در راس قوه قضائیه بود؟ آیا بزرگواری که اکنون رئیس مجمع تشخص مصلحت نظام است، چه مصلحتی در چنین افشاگری دیده اند؟ آیا چنین اظهاراتی اعتماد مردم به نظام و روحانیت را بیش از پیش مخدوش نمی کند؟

چهار. آیت الله یزدی، رئیس سابق قوه قضائیه را متهم کرده اند که در مقابل دستگیری یکی از زیردستان خود پافشاری کرده اند. با توجه به اینکه این موضوع به صراحت از سوی آیت الله آملی لاریجانی تکذیب شده، شایسته است آیت الله یزدی برخورد مناسبی در این زمینه کرده و بزرگوارانه، سهو خود و یا اطرافیانشان را در دریافت خبر مجعول بپذیرند. البته بهتر بود که این موضوعات اصلا علنی نمی شد ولی اکنون که این مشاجرات تاثیر خود را بر افکار عمومی گذاشته، آیت الله یزدی باید با درایت با موضوع برخورد کرده و در فکر حفظ اعتماد عمومی و آبروی کلیت نظام باشند.

پنج. آیت الله آملی لاریجانی در نامه خود اتهاماتی به آیت الله یزدی وارد کرده و ایشان را به پرخاشگری و فقدان قدرت استنباط لازم در خصوص خلاف قانون و یا خلاف شرع بودن قوانین مصوب مجلس متهم نموده اند. واقعیت این است که چنین سخنانی علیه کسی که یکی از فقهای شورای نگهبان است، اتهامات ساده ای نیست و این موضوعی است که باید از سوی مقامات مربوطه پیگیری شود.

در ضمن باید توجه داشت یکی از عللی که باعث بغرنج شدن اتهامات مربوط به عملکرد آیت الله یزدی در شورای نگهبان شده این است که جلسات این شورا علنی نیست. علنی نبودن جلسات شورا باعث می شود که اتهام زنی ها راحت تر صورت گیرد و یا اگر یکی از اعضاء فاقد منش و شخصیت مناسب برای شورای نگهبان باشد، امکان پیگیری موضوع دشوارتر شود. چند سال پیش چند تن از نمایندگان مجلس از لزوم علنی شدن جلسات شورای نگهبان سخن گفتند و دکتر کدخدایی هم در اصول، با این موضوع موافق بودند، ولی متاسفانه راه کار لازم قانونی برای این موضوع وجود ندارد. اکنون فرصت خوبی است که نمایندگان مجلس دوباره به این موضوع حساس و حیاتی باز گردند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *