چرا مجادله آیات یزدی و لاریجانی نباید علنی می شد؟

چرا مجادله آیات یزدی و لاریجانی نباید علنی می شد؟

در پی مجادلات کلامی و قلمی آیت الله یزدی و آیت الله آملی لاریجانی، بسیاری از دلسوزان نظام و روحانیون نسبت به علنی شدن این مشاجرات انتقاد داشتند و هم مرجع منتشر کننده سخنرانی آیت الله یزدی را مورد سرزنش قرار دادند و هم آیت الله آملی لاریجانی را که نامه تند خودشان را بصورت علنی منتشر کردند. در این میان معاندانی که هیچ دلسوزیی برای مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ندارند، از فرصت استفاده کرده و تقابل رؤسای پیشین قوه قضائیه را نشانی از وجود مشکلات عمده در کشور قلمداد کردند. ولی سؤال اینجاست که چرا همین جماعت، زمانی که سیاست‌مداران غربی، علناً از یکدیگر انتقاد می کنند و جدال‌های کلامی نامتناهیشان دغدغه جوامعشان میشوند، این بحث و جدل‌ها را نشان از آزادی بیان در آن کشورها می دانند ولی هیچ تمایلی ندارند که کشور ما هم از اینگونه آزادی بیان‌هابهره‌مند شود؟

در جواب به سؤال فوق باید گفت که به هر حال جدال کلامی آیات یزدی و لاریجانی نشان از ظرفیت بالای جامعه ما برای اظهارنظر‌ها و انتقادات دارد. جامعه ما این ظرفیت را دارد که دو رئیس پیشین قوه قضائیه به گونه‌ای آشکارا نظرات خود را نسبت به یکدیگر طرح کنند و مشکلی هم برای نظام پیش نیاید.

هرچند بهتر بود که آیت الله یزدی و آملی لاریجانی حرف‌های خود را در خفا می زدند و یا دستکم در شکل بیان خود کمی تامل می کردند ولی اکنون که دیگر تیر از کمان در رفته و کار از کار گذشته، می توان روی جنبه مثبت موضوع نیز تمرکز کرد که همانا وجود آزادی بیان و انتقاد در کشور و نیز امکان سنجش آزادنه مردم نسبت به این سخنان است. عدم ورود مقام معظم رهبری به موضوع نیز نکته ظریف و حکیمانه‌ای بود که باعث شد کلیّت مسئله در دادگاه افکار عمومی مورد قضاوت قرار گیرد.

اما نکته ای که باعث بغرنج تر شدن مسئله می شود این است که آیات یزدی و آملی لاریجانی علاوه بر اینکه از مقامات بلندپایه سیاسی کشور هستند، از جایگاه خاصی هم در جامعه روحانیت برخوردارند. پیشتر در مردم و روحانیت یادآور شدیم که مشاجره این دو عزیز، یک بحث و «دعوای طلبگی» نبوده بلکه این ماجرا یک مجادله سیاسی است. در واقع اگر این مجادله کلامی میان دو سیاستمداری صورت می گرفت که غیرمعمّم می بودند و حضوری در حوزه نداشتند، موضوع به گونه دیگری پیش می رفت و حساسیت ها نسبت به موضوع بسیار کمتر می شد. جایگاه دوگانه عزیزانی همچون آیت الله یزدی و آملی لاریجانی باعث شده که مردم، رفتار سیاسی این دو مسئول را از زاویه دینی مورد انتقاد قرار دهند و با ملاک‌های سخت گیرانه‌تری رفتار آنها را قضاوت کنند.

به هر حال باید توجه داشت که این عزیزان علاوه بر جایگاه حوزی خود، مسئولیت های سیاسی نیز دارند و همچون یک سیاستمدار در رقابتی اجتناب ناپذیر با یکدیگر هستند و این رقابت یک ماهیت سیاسی و جناحی خواهد داشت. مشکل اینجاست که این دو عزیز باید ضمن ایفای نقش سیاسی و حزبی و جناحی خود، نقش روحانی و حوزوی خود را هم ایفا کنند که البته امتزاج این دو نقش در کنار هم، امر بسیار دشواری است. به غیر از برگزیدگانی همچون حضرت امام (ره) و یا رهبر معظم انقلاب، از کمتر کسی می توان انتظار داشت که این دو نقش را تواماً به درستی به اجرا گذارد. از همین رو است که بسیاری از بزرگان حوزه هیچگاه مسئولیت‌های سیاسی را نپذیرفته‌اند که این امر ناشی از نگرانی آنها نسبت به جایگاه حوزه و مقام روحانیت میباشد.

یک نظر

  1. اگر این آقایان در مورد یکدیگر دروغ میگویند، چگونه میشود که قاضی القضات مملکت میشوند؟ اگر هم راست میگویند، که وای بر ما و مملکت و حکومتش که چنین اشخاصی قاضی القضات مملکت میشوند!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *