چرا هیئتی‌ها، اکثراً مسجدی نیستند؟

چرا هیئتی‌ها، اکثراً مسجدی نیستند؟

با فرارسیدن ماه محرم، بار دیگر هیئت‌های عزاداران حسینی فعال شده‌اند و شهرها و روستاهای کشور حال و هوای دیگری به خود گرفته اند. در این میان باز هم شاهدیم که مداحان حضور بسیار پررنگی در این عزاداری‌ها دارند و در برخی موارد متأسفانه بر فعالیت‌های مساجد و منبرها و سخنرانی‌های روحانیون سایه افکنده‌اند. در این میان برای جامعه روحانیت این سؤال مطرح می شود که چه عاملی باعث شده که مردمی که سابقاً پای منبر علما و روحانیون می نشستند، اکنون اقبال کمتری به این تریبون‌ها داشته باشند و در مقابل مداحان بیشترین توجه‌ها را به خود جلب کنند.

سال گذشته رئیس کانون مداحان و شعرای آئینی از ثبت نام ۸۰ هزار مداح در سیستم کانون مداحان کشور خبر داده بود. هرچند مداحان یکی از عناصر مهم عزاداری‌ها محسوب می شوند و از لحاظ تاریخی هم مرثیه خوانی جایگاه ویژه‌ای در مراسم مذهبی ما شیعیان داشته، ولی وضعیت کنونی که در آن مداحان به عنصر اصلی مراسم عزاداری تبدیل شده‌اند و نقش روحانیون را کم رنگ و کم رنگ تر می کنند، موضوعی است که از لحاظ دینی و جامعه‌شناختی باید مورد بررسی قرار گیرد و راه حل های لازم پیشنهاد شود.

البته باید توجه داشت که از میان دهها هزار مداحی که در سراسر کشور وجود دارد، در بیشتر موارد ما با افرادی روبرو هستیم که روش های سنتی مرثیه خوانی را رعایت می کنند و در تلاش هم نیستند که به قول معروف به سوپر برند تبدیل شوند. ولی آن دسته از مداحان برند و سوپر برند که تعدادشان چندان هم کم نیست متأسفانه طرفداران زیادی دارند و به نوعی گفتمان مذهبی بسیاری از مسجدی‌های سابق را شکل می‌دهند. دستمزدی که این مداحان دریافت می کنند هم نشان از تقاضای بالا برای فعالیت های آنها دارد. بر اساس قیمت‌های دو سال پیش، این مداحان از شبی ۳ میلیون تومان تا ۶۰ میلیون تومان دریافت می کنند. نکته جالب توجه این است که برخی از این مداحان دارای پامنبری‌های مخصوص خود هستند و حضور این افراد، یکی از شروط اجرای برنامه از سوی مداحان است که در برخی موارد صاحب هیئت‌ها باید هزینه رفت و آمد و اقامت این پامنبری‌ها را هم بپردازند.

دستمزدهای بالایی که مداحان مطالبه می کنند نباید تعجب برانگیز باشد زیرا حضور این مداحان باعث حضور چشمگیر مردم در هیئت‌های مربوطه می شود و طبیعی است که صاحب هئیت هم از این موضوع استقبال می کند. سؤال اینجاست که چرا اصولاً باید چنین اقبالی به مداحان وجود داشته باشد؟ در بررسی علل این پدیده، می توان به دو نکته اشاره کرد:

نکته اول وجود یک نوع شکاف و عدم ارتباط صمیمانه میان مردم و روحانیت است که این امر بیش از هر چیز ناشی از حضور روحانیون در پست‌های دولتی و سیاسی است. متأسفانه ورود برخی از روحانیون بلندپایه به تقابل‌های جناحی وضعیت را بغرنج تر نیز کرده است. در این میان مردمی که خواستار حضور در جمع‌های مذهبی و اعتقادی هستند، ترجیح می دهند به حرف‌های یک مداح گوش کنند که دستکم در ظاهر پست و مقامی ندارد و به طبقه خاصی نیز مرتبط نیست.

بسیاری از دلسوزان نظام و ولایت نسبت به سیاسی شدن محتوای اشعار مداحان ابراز نگرانی کرده‌اند و این امر را آفت کار مداحان دانسته‌اند، ولی باید توجه داشت که انتقاد از جناحی کاری، متوجه روحانیون هم می شود. حجت الاسلام مجید انصاری با انتقاد از این روند گفته بود که مسائل سیاسی را باید از سیاسی‌بازی و جناح بازی تمایز داد و مداحان نباید در تطبیق فلسفه قیام عاشورا با مسائل روز، دچار سیاست زدگی و غرض ورزی و تخریب شوند … واقعیت این است که روحانیون نیز باید به همین توصیه عمل کنند و درگیر بازی‌های جناحی نشوند. جدال لفظی آیت الله یزدی و لاریجانی نمونه آخر از اینگونه درگیری‌های جناحی و تخریب شخصیت بود که متأسفانه به راحتی از خاطره عمومی زدوده نمی شود.

نکته دومی هم که برخی از کارشناسان به آن اشاره داشته اند وجود یک شکاف ارتباطی میان روحانیون و طبقه عادی جامعه است. در واقع اکثر روحانیون توجه لازمی به جذب قشر عادی مردم نداشته اند و مطالبی که بیان می کنند برای این قشر و به طور خاص جوانان جذاب نیست. هرچند شاهدیم که روحانیون جوان بیش از پیش در تریبون‌های عمومی به وعظ و خطابه می پردازند، ولی حتی این روحانیون نیز در کلام و پیام خود، ارتباط لازم را با مردم برقرار نمی کنند. در این راستا، تغییر ادبیاتی که روحانیون در منبرها استفاده می کنند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

متأسفانه شاهدیم که در مواردی، برخی از روحانیون برای اینکه از مداحان عقب نمانند عملاً ادبیات آنها را مورد استفاده قرار داده اند که این امر وهن روحانیت است. یکی از ایراداتی که به مداحان گرفته شده، به کارگیری ادبیات سخیفی است که در شأن اهل البیت نیست. زمانی ملا احمد نراقی زبان به گلایه گشوده بود و از برخی از واعظان و منبریان و مداحان گلایه کرده بود که چرا به قصد اشک‌ریزی، هر سخنی را بر زبان می‌­آورید و هر قصه­‌ای را می‌پرورید.  متأسفانه به کارگیری اینگونه ادبیات سخیف در میان مداحان ما بسیار رایج شده و شایسته نیست که  روحانیون برای جذب مخاطب، از ادبیات مشابهی استفاده کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *