چگونه باید آتش فرقه گرایی در عراق را خاموش کرد؟

تنش‌های اخیر در عراق را از زاویه‌های مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد ولی به نظر می رسد که مسایل اقتصادی و نارضایتی‌ها از فسادهای گسترده در این کشور، ریشه اصلی اعتراض‌ها می باشد. البته تشخیص مشکلات اقتصادی و مدیریتی به عنوان علت اولیه آشوب‌ها در عراق، به معنی نفی علل ثانوی این ناآرامی‌ها نیست و هیچکس منکر توطئه‌هایی که از داخل و خارج عراق برای سوء استفاده از اعتراض‌ها صورت میگیرد نمی شود. در همین راستا و با توجه به اینکه عراق از لحاظ قومیتی و مذهبی کشوری نسبتا متکثر است و اختلافات مذهبی همواره یکی از متغییر‌های مهم در تحولات و یا ناآرامی‌های عراق بوده، ما باید با توجه به این واقعیت، اظهارات و مواضع خود را در خصوص مسائل عراق تنظیم کنیم.

اگر بخواهیم نگاهی به مواضع روحانیت ایران در قبال ناآرامی‌های عراق بیاندازیم، باید میان دیدگاه‌های رسمی و دیدگاه‌های شخصی تفکیک قایل شویم. دیدگاه‌های شخصی متفاوت و گاه متضادی در خصوص مسائل عراق عنوان شده که انشاالله در مقاله‌ای دیگر به آن خواهیم پرداخت. اما از زاویه دیدگاه‌های رسمی می توان به اظهارات ائمه جمعه اشاره کرده. نگاهی به سخنانی که برخی از امامان جمعه کشور در طول چند هفته گذشته در خصوص امور عراق گفته‌اند، نشان می دهد که بسیاری از روحانیون در ایران با این پیش فرض شروع می کنند که گویی ایران و عراق یک کشور است و ما حق داریم به مردم و مقامات این کشور بگوییم که باید چه بکنند و چه نکنند. در واقع این سخنان مملو از احکام تجویزی خطاب به مردم و دولت عراق بوده که این تلقی را ایجاد کرده که روحانیت در ایران در امور عراق نگاهی مداخله گرایانه دارد. مردم ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی همواره در کنار ملت برادر و همسایه عراق خواهد بود ولی به هیچوجه تلقی مداخله جویی در امور عراق نباید ایجاد شود.

در این میان یک سخنرانی هم از آیت الله علم‌الهدی منتشر شد که متأسفانه از سوی رسانه‌های معاند مورد استفاده قرار گرفت تا آتش ایران هراسی عراق شعله ورتر شود. آیت الله علم الهدی در این ویدئو می‌گوید: «امروز حشد شعبی عراق، ایران است. حزب‌الله لبنان، ایران است. انصارالله یمن، ایران است. جبهه وطنی سوریه، ایران است. جهاد اسلامی فلسطین، ایران است. حماس، ایران است. اصلاً شما نگاه می‌کنید ایران کجاست امروز؟ مگر جنوب لبنان، ایران نیست؟ مگر حزب الله، ایران نیست؟» طرح چنین سخنانی حقیقاً چه سودی برای جبهه مقاومت و یا مردم ایران و عراق دارد؟ و فراتر از آن، آیا این نوع نگاه که حشدالشعبی دست نشانده ایران است، این ذهنیت را تقویت نمی‌کند که خدایی ناکرده ایران انگیزه‌هایی استعماری در منطقه دارد؟ جدا از اینکه نیت آیت الله علم الهدی از طرح این مسائل چه بوده، عملاً این سخنان علیه ایشان و علیه جبهه مقاومت مورد استفاده قرار گرفته و آب به آسیاب دشمن ریخته.

علاوه بر اتهام مداخله گری، لازم است مراقب اختلافات مذهبی و فرقه ای نیز در عراق باشیم. باید توجه داشت که شیعیان در عراق حدود ۵۵ درصد جمعیت آن کشور را تشکیل می‌د‌هند و حدود ۴۵ درصد جمعیت عراق سنی است. در ضمن باید توجه داشت که عراق بستر مناسبی برای ظهور فرقه‌های مختلف در داخل اهل تشیع این کشور فراهم کرده و این نگاه که همه شیعیان عراق از لحاظ اعتقادی و کلامی و سیاسی یک دست و همگون هستند، نگاه واقع‌بینانه‌ای نیست. در تأیید این نظر می‌توان به جریان محمود الصرخی اشاره کرد که گفته می‌شود در آشوب‌های صورت گرفته در شهر مقدس کربلا نقش داشته است. محمود الصرخی به عنوان فرد روحانی‌نمایی معرفی می‌شود که خود را به دروغ مجتهد نامیده و مدعی ارتباط با امام زمان (عج) شده است. در پی حمله به کنسولگری ایران در کربلا و انتصاب این حمله به طرفداران الصرخی، خبرهایی در خصوص دستگیری این فرد منتشر شد که البته خبرگزاری رسمی عراق (واع) این خبر را تکذیب کرد. در اینجا هدف ما وارد شدن به بحث‌های فقهی و کلامی در خصوص ماهیت ضاله جریان‌هایی همچون جریان الصرخی نیست، بلکه قصد داریم نگاهی عملگرایانه به وضعیت عراق بیاندازیم و ببینیم که روحانیت در ایران چگونه می‌تواند برخوردی سازنده با این وضعیت داشته باشد.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی به عنوان نیرویی معنوی در ایجاد وفاق و کاهش خشونت‌ها در عراق عمل کرده‌اند و نقش بسیار مهمی در وحدت آفرینی در این کشور داشته‌اند، ولی به هر حال اختلافاتی که میان روحانیون شیعه در عراق وجود دارد را نمی‌توان منکر شد و حتی حرکت‌هایی همچون جریان الصرخی هم طرفداران خود را دارد و متأسفانه در شکل‌های مختلفی بازتولید می‌شود. در ضمن هرچند دست‌های معاند همواره از اختلافات فرقه‌ای سوءاستفاده کرده‌اند، ولی تقلیل دادن همه این اختلافات مذهبی در عراق به توطئه‌های دشمنان، واقع‌بینانه نیست.

هرچند دعوت به وحدت باید همواره حرکتی مرضی و مقبول تلقی شود، ولی در همین حال دعوت به وحدت از طریق تکیه انحصاری به آموزه‌های شیعه (آنهم تنها در یک نوع تفسیر خاص) نمی‌تواند عامل موثری برای رفع اختلافات و ناآرامی های عراق شود. آیت الله جوادی آملی فرموده‌اند «مردم عراق باید بیش از گذشته به مرجعیت آیت الله العظمی سیستانی و سایر مراجع عراق حرمت بگذارند چراکه اینان جانشینان ائمه (ع) هستند و اکنون نیز راه نجات عراق پیروی از مرجعیت است.» با توجه به اینکه این سخن، یک حکم درون گفتمانی است و در بهترین حالت،‌ تنها قابل اطلاق به شیعیان عراق می‌باشد، باید پرسید که تکلیف حدود ۴۵ درصد اهل سنت عراق چه می‌شود؟ روحانیت ما باید از ظرفیت‌های عظیم حوزه های شیعه در هر دو کشور ایران و عراق برای ایجاد وفاق و خاموش کردن توطئه‌ها استفاده کند ولی در ضمن باید مراقب باشیم که ناخواسته به این اتهام دامن نزنیم که ایران در پی تسلط سیاسی و عقیدتی بر عراق است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *