افزایش خشونت علیه روحانیت و حوزه ها، چراها و چاره ها

تا بحال سایت «مردم و روحانیت» در چندین مقاله به موضوع خشونت علیه روحانیون پرداخته است. متأسفانه اینگونه خشونت‌ها یک سیر انبساطی داشته‌اند و در طی ناآرامی‌های اخیر هم شاهد ناظر تخریب برخی از مراکز مرتبط با روحانیت بودیم.

پیش از پرداختن به ناآرامی‌ها و اغتشاشات اخیر، جا دارد به خبر کشف پیکر حجت‌الاسلام سیدعلی حسینی زاده معروف به سیدعلی صفدر اشاره کنیم که چندی پیش مفقود شده بود و هفته گذشته در آسانسور زیرزمینی در یک ساختمان نیمه‌کاره در یاسوج پیدا شد. این روحانی که حدود ۶۰ سال داشت در سال‌های اخیر در اداره کل ارشاد استان کهگیلویه و بویراحمد به کار تبلیغات مشغول بود. متأسفانه، تا کنون دلیل یا دلایل مرگ ایشان که در سال‌های ۶۳ تا ۶۷ نماینده مجلس شورای اسلامی بود، مشخص نشده است و احتمال بقتل رسیدن ایشان بسیار بالاست. مقامات قضایی و مسئولین نیروی انتظامی پیگر این پرونده هستند و ما هم در «مردم و روحانیت» پیگیر موضوع خواهیم بود. بررسی دلایل قتل احتمالی حجت الاسلام حسینی زاده از زاویه و در متن روند کلی افزایش خشونت ها علیه روحانیت نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.

اما موضوعی که باعث تشویش خاطر طلاب و ناظران مسائل حوزه و روحانیت شد، حملات و خرابکاری‌هایی بود که در روزهای گذشته علیه مراکز مرتبط با روحانیت صورت گرفت. حمله به حوزه علمیه «صالحیه مکتب الصادق (ع)»، یکی از تلخ‌ترین جلوه‌های ناآرامی‌ها در کازرون بود. یکی از طلبه‌های این حوزه علمیه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تشریح حوادث آن شب اینطور می‌گوید: «ناآرامی‌ها از ظهر شنبه، جدی شد. در اطراف حوزه، خبری از تجمع و اغتشاش نبود اما مدیریت حوزه وقتی شرایط شهر را ملتهب دید، تمهیداتی برای پیشگیری از حوادث احتمالی اندیشید؛ به‌طور مثال به طلبه‌ها گفته‌ شد بعد از نماز مغرب و عشاء از حوزه خارج نشوند، درهای حوزه قفل شد و … حوالی ساعت ۵ عصر بود که تعدادی از طلبه‌ها که برای آگاهی از وضعیت شهر، به‌صورت نامحسوس در خیابان‌ها تردد می‌کردند، خبر دادند آشوبگران قصد حمله به حوزه علمیه را دارند. می‌گفتند، آنها به‌صورت علنی و با صدای بلند،‌ هدف بعدی را اعلام می‌کردند و به آن سمت حرکت می‌کردند … مشغول غذا خوردن بودیم که گروهی از طلبه‌ها که در طبقه بالا بودند، سراسیمه وارد سالن غذاخوری شدند و گفتند به حوزه حمله شده…»

شاهد عینی خرابکاری‌ها در صالحیه مکتب الصادق (ع) افزوده است: طلبه‌ها هیچ وسیله‌ای برای دفاع از خود نداشتند و گروهی از آنها در سالن مطالعه کتابخانه پناه میگیرند و میزهای مطالعه را پشت در میگذارند. حمله کنندگان اتاق کناری را آتش میزنند تا از این طریق طلبه‌ها را تحت‌فشار قرار دهند. حجم آتشی که ایجاد شده‌ بود آنقدر زیاد بود که کم‌کم فضای سالن مطالعه و اتاق‌ها پر از دود میشود و طلبه‌ها در حالت خفگی قرار میگیرند…غائله حدود یک ساعت‌ونیم طول کشید و طلبه‌ها در این مدت در اتاق‌ها حبس شده‌ بودند. آشوبگران با سلاح‌های سردی که در دست داشتند، هرکس را می‌توانستند، می‌زدند. چند نفر از طلبه‌ها به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند و یک نفر هم با قمه زخمی شد! آشوبگران ابتدا چیزی نمی‌گفتند اما وقتی تعدادشان بیشتر شد، شروع به دادن شعارهای ضدانقلابی و ضد روحانیت کردند. در این میان،‌ تعدادی از آنها مدام سراغ مدیر حوزه را می‌گرفتند. آن‌ها اسم ایشان را هم می‌دانستند. در آن شرایط اگر دستشان به حاج آقا می‌رسید،‌ حتماً کار ایشان را تمام می‌کردند.

متأسفانه حمله به حوزه علمیه کازرون فقط یکی از  موارد تعرض بود. بنابر گزارش‌های نهادهای نزدیک به حوزه‌های علمیه، در جریان اعتراضات روزهای گذشته به افزایش قیمت بنزین حدود ۹ حوزه علمیه و دفتر امام جمعه به آتش کشیده است. مدرسه علمیه امام مهدی (ع) در شهر اهواز، مدرسه علمیه زنان کوثر در فردیس کرج،‌ حوزه علمیه زینبیه اصفهان، مدرسه علمیه صالحیه مکتب الصادق (ع) در کازرون و مدرسه علمیه خاتم الانبیاء در شیراز و همینطور مصلا و دفتر امام جمعه شهر قدس در غرب شهر تهران و به تعدادی از دفاتر امامان جمعه در شهرهای ایران نیز حمله شده است.

در همین حال، فیلم‌هایی از به آتش کشیده شدن دفتر امام جمعه شهر صدرا در نزدیکی شیراز منتشر شده است. خبرگزاری ایسنا نیز از حمله به دفتر آیت‌الله محمدرضا ناصری یزدی، نماینده ولی فقیه در یزد خبر داده است. خبرگزاری فارس نیز از حمله به امام جمعه بندر امام در استان خوزستان خبر داده است. متأسفانه برخی از گروه‌های معترض در روزهای گذشته شعارهایی علیه روحانیت سر دادند. هرچند بخشی از این تحرکات را می توان به گروه‌ها و جریان‌های مشکوک نسبت داد، ولی نمی توان کلیت تعرضات علیه روحانیت و مراکز مربوطه را به اینگونه جریان‌ها تقلیل داد و قطعاً اینگونه اعتراض‌ها، نشان از خشم واقعی و مردمی دارد که متأسفانه به سوی روحانیت فرافکنی شده.

متأسفانه برخورد برخی از روحانیون با ناآرامی‌های اخیر هم آنچنان که باید و شاید از سر تدبیر نبود. برای مثال آیت الله لطف‌الله دژکام، امام جمعه شیراز، در واکنش به این شعارها گفت: «رضاخان با تمام قلدری‌اش نتوانست عمامه از سر آخوند بردارد، شما چه جایگاهی دارید که می‌گویید آخوند باید برود؟» آیت الله دژکام افزود: «بسیاری از کسانی که در میدان حضور داشتند، اعتقاد دارند که عوامل اصلی اغتشاشات شیراز، شیرازی و حتی استان فارسی نیستند…» در شرایط بحرانی کنونی باید شرایطی را برای وفاق ملی فراهم کرد و برای گفتگو زمینه سازی کرد. در این راستا، ضمن محکوم کردن خشونت‌ها و اغتشاش‌ها، باید از ادبیاتی استفاده کرد که به گفتگو بیانجامد و نه اینکه صورت مسئله پاک شود و کلیت اعتراض‌ها و خشم فروخرده مردمی زیر سؤال برود و تماماً به جریان های مشکوک نسبت داده شود.

در تحلیل خرابکاری‌هایی که صورت گرفت نمی توان عوامل سازمان یافته خرابکاری را نادیده گرفت، ولی تقلیل ماجرا به این گروه‌ها هم تحلیل دقیقی نخواهد بود. طلبه صالحیه مکتب الصادق (ع) که پیشتر به اظهاراتش اشاره کردیم گفته است تمامی ۲۰۰ نفری که در مقابل حوزه تظاهرات می کردند، آشوبگر نبودند. بلکه بعضی مردم معترض بودند که واقعاً به موضوع گران شدن بنزین اعتراض داشتند و حتی به طلبه‌ها کمک هم کردند. ولی علاوه بر عده‌ای که به قصد آشوبگری آمده بودند، تعداد زیادی تماشگر هم بودند که در مقابل حوزه ایستاده‌بودند و هیچ کاری نمی‌کردند، در اصل، این عده باعث شدند که طلبه‌ها نتوانند از خودشان دفاع کنند.

در اینجا ما باید به دو سؤال پاسخ دهیم، سؤال اول اینست که چرا گروهی آشوبگر باید حوزه ها را هدف قرار دهند؟ و سؤال دوم اینست که چرا تعداد زیادی از مردم عادی با بی تفاوتی و یا متأسفانه تمایل باطنی، تنها به نظاره کردن خشونت علیه روحانیت می پردازند و عکس العملی از خود نشان نمی‌دهند؟

در ناآرامی های اخیر شاهد خشم مردم از دولت و تصمیمات غلط اقتصادی بودیم که از سوی سران سه قوه اتخاذ شد. دو تن از سه نفری که سران سه قوه را تشکیل می دهند و در خصوص یارانه بنزین تصمیم گرفته‌اند روحانی هستند و مردمی که از نداشتن نان شب خود خشمگین هستند، به اشتباه طلاب بی گناه را زیر سؤال می برند و خشم خود را علیه کلّیت روحانیت و حوزه معطوف می نمایند. متأسفانه خبرها و شایعاتی که در خصوص مصارف نجومی و ساختمان‌های لاکچری و پر زرق و برق بعضی از مدارس و حوزه‌ها منتشر می‌شود هم باعث افزایش خشم کور مردم است.

در این میان حضور تعداد زیادی ناظر بی تفاوت در ماجرای حمله به حوزه کازرون هم بسیار قابل تأمل است. زمانی که در دوره رژیم ستم شاهی حوزه ها آماج حملات ساواک و دستگاه مخوف امنیتی شاه بود، شاهد بودیم که چگونه مردم عادی با شهامتی حسینی به دفاع و مخفی کردن طلاب می پرداختند و در این راه از پرداخت هیچگونه هزینه جانی و مالی ابا نداشتند. اکنون چه شده که تعداد زیادی از مردم عادی تنها به نظاره می پردازند و عملاً در کنار دشمن قرار می گیرند؟ طلاب عادی همیشه در میان مردم بوده و خواهند ماند ولی آیا روحانیونی که یک شبه نرخ بنزین را گران کردند نباید در روش خود بازنگری کنند؟ آیا نباید بدنه اصلی روحانیت به نقش سنّتی و واقعی خود باز گردد و یار و یاور مردم در مقابل اراده حاکمان باشد تا دگر بار مردم روحانیون را ازخود بدانند و نه یک تافته جدا بافته؟

یک نظر

  1. هم میهن عزیز ، روحانیت زمانی میتواند جایگاه عرفی و اخلاقی و اجتماعی گذشته خود را بازیابی کند که سخنگوی مردم باشد . متاسفانه در سالهای اخیر هرچه مردم از روحانیت دیده اند توجیه رفتار های غلط و حمایت ۱۰۰ درصدی از هرچه نظام کرده و می کند بوده است . بی شک کسانی از میان روحانیون در مقابل مظالم و گرانی و نفی حق حاکمیت ملت سخن گفته و هزینه داده اند اما وقتی نهادهای رسمی و تریبون های روحانیت مثل نماز جمعه ، بسیاری از منابر و … به جای تظلم خواهی مردم نقش وکیل مدافع رفتارهای حکومت را بازی می کنند چه انتظاری از ملت دارید . روحانیت نمی تواند مدافع ۱۰۰ درصد نظام باشد و از مواهب این حمایت و همدستی بهره بگیرد و انتظار داشته باشد که در این بی عدالتی هیچ هزینه ای هم ندهد . برای جایگاه اخلاقی و عرفی روحانیت در جامعه ۱۴۰۰ سال زمان صرف شده و چه بسیار طلاب و دانشمندان دینی که زجر دیده و هزینه داده اند . کسانی که ۱۴۰۰ سال همراهی روحانیت با مردم را برای حکومت ۴۰ ساله هزینه کردند مقصرین واقعی این وضعیت هستند . بخشی از جامعه طلاب که به وعده پست و مقام و شغل دولتی و قضایی وارد این عرصه شده اند حتی اگر اقلیت باشند ولی جایگاه روحانیت را شدیدا تضعیف کرده اند . هنوز دیر نشده اگر اکثریت روحانیت همان نقشی که در ۵۷ ایفا کرد را امروز هم به عهده بگیرد و بتواند با صدای بلند خواسته های ملت را بدون ترس از حاکمان مطالبه کند هم از فروپاشی اجتماعی و هرج و مرج و ویرانی کشور جلوگیری کرده و هم توانسته جایگاه عرفی و اخلاقی خود را مجددا ترمیم کند و حتی جمهوری اسلامی را هم از خطر محتمل الوقوع نجات دهد . گرچه تصویری که عقاید امروزین و رفتارهای اکثریت طلاب و روحانیون و خصوصا نسل جدید طلاب پرورش یافته در سیاست های جامعه مدرسین ارائه میدهند نشان میدهد که جامعه روحانیت قصد دارد تا اخرین بازمانده های اعتبار اخلاقی خود را هم در پای قدرت و دنیاطلبی قدرت طلبان هزینه نماید . قبل از آنکه دیر شود روحانیت باید شکاف به وجود آمده میان خود و دستگاه حکومتی با ملت را ترمیم کند و گرنه اتفاقی که در اروپا برای کلیسا رخ داد چه بسا سهمگین تر و خطرناک تر رخ دهد و بی شک بیشترین هزینه را در این میان روحانیت و عموم مردم خواهند داد . خداوند میهن عزیز ما را از شر مفاسد و خطرات و فتنه ها حفظ نماید .

  2. آقای مهاجر سلام علیکم

    از ارسال نظر شما ممنون و متشکریم. رسالت سایت مردم و روحانیت، همانا ایجاد زمینه ای برای اشاعه نظرات سازنده مردم و ابلاغ آن نظرات به عموم و بالخاصه به روحانیت، اعم از مسئولین کشوری و حوزوی و دیگر روحانیون دلسوز است.

    خدا قوت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *